گلابى ، زالزالك ، انار شيرين ، به ، سيب ، آجيل سازگار با حالت بيمار عبارتند از : مغز بادام و بويژه بو دادهاش ، پسته ، فندق ، دانهء صنوبر - كه خاصيت دارد - و خرماى قسب . بيمار نبايد انجير خشك بخورد . انجير در حالتى كه در كليه قرحه هست بسيار بد است . قرحه را حك مىكند و مىزدايد .
مادهء شير انجير - كه اثرش باقى است اما سبك است - قرحه را برمىانگيزد . بيمار همچنين بايد از هر چيز بسيار ترشمزه ، تندمزه ، شورمزه و بسيار شيرين دورى جويد .
فصل پنجم گر شدن ( جرب ) كليه و گدارها
گرشدگى كليه و لوله رگها اكثرا از جنس قرحه است و اكثرا سبب گرى همان سبب قرحه است .
منظور از گرى كليه و لوله رگهاى ماده رسان ، جوشهايى است كه بر اثر خلط مرارى يا خلط بوركى سربر مىآورند و چركين مىشوند .
نشانيهاى گرى در كليه و لوله رگها
جوشهاى گرى همان نشانيها را دارند كه قرحهء كليه از راه مادهء دفع شده نشان مىداد ، تنها فرق اين است كه در اثر بيرون دادن مادهء بول - كه همراه علامتهاى قرحهء كليه است - جاى كليه احساس غلغلك و خارش همراه با دردى كه به خليدن سوزن در بدن شبيه است ، مىكند و ممكن است درد كليه هم روى دهد .
اگر گرى در لوله رگهاى گدار ادرار است ، چيزى از غشاء مانند همراه دارد كه با بول بيرون مىآيد .
علاج گرى كليه و مجراها
اگر در معاينهء بيمار تشخيص دادى كه بدن بيمار همگى از مادهء خلط پر است ، شاهرگ دستش را بزن ! امّا در هر حال ، يعنى بدن از خلط ناباب پر باشد يا نباشد ، رگ صافن را بزنى مفيدتر است .
بادكش برجاى كليه بگذار و هيچ آنى از پاكسازى بدن بيمار از خلط غافل مشو و بويژه اگر پاكسازى از راه قى دادن بيمار انجام شود بهتر است .
قرصهاى بزرها با گل ارمنى و رب شيرينبيان - كه در اجزاء متساوى باشند - بهره رسانند .
غذاى بيمارى كه گرى در كليه و مجراها دارد
بايد غذاى بيمار زودهضم و خوب كيموس باشد . مانند : زردهء تخممرغ . بايد سردى بخش و رطوبتزا باشد مانند : گوشت جوجه با سلمك و سفيد مرز و كدو و اسفناج . ميوههاى تر و شاداب و بويژه انار شيرين و سبزيهاى تازه و هنوز سبز بخورد .
علاج جرب ( گرى ) لوله رگها ميانگين علاج گرى كليه و گرى مثانه است و به علاج آن دو حالت رجوع كن !