فصل دوم بيماريهاى كليه
بيماريهاى كليه چندين قسمند :
1 - بيماريهاى مزاجى .
2 - بيماريهاى تركيبى از نوع كوچكتر بودن كليه يا بزرگتر بودن آن از حالت طبيعى .
3 - وقوع راهبندان در كليه .
4 - بيماريهاى پيوسته به كليه از قبيل قرحه و خوره و گسستن رگ و باز شدن دهانهء رگها .
بيماريهاى كليه يا در خود كليه تكوين مىيابند يا در گدارهاى ميان كليه و غير آن ، كه اين حالت دوم كمتر اتفاق مىافتد . اگر احيانا بندآمدنى در اين گدارهاى اشتراكى ميان كليه و غير كليه رخ داد كه مايهء بند آمدن خون يا خلط باشد يا سنگ راهبندان ايجاد كرده باشد ، بايد كليه را در علاج شريك گردانى .
اگر بيماريها زياد بر كليه اثر گذاشتند ، كبد ناتوان مىشود و ممكن است به بيمارى استسقا بينجامد . در اين حالت كليه گرم باشد يا سرد براى سرايت درد كليه به كبد فرقى نمىكند .
هرگاه ديدى كسى كه از درد كليه رنج مىبرد ، بولش لزج و مادهء چسبناك همراه داشت ، بدان كه كليه مواد بدسرشت و ناهنجار جذب مىكند و دردش بيشتر و بيشتر مىشود و شايد سنگ در كليه درست شود . و اتفاق مىافتد كه بيمارى كليه از فرو ريختن بول غليظ داراى تهنشين خوب شود .
و بسيار رخ مىدهد كه زياد محكم بستن كمربند سبب درد و مزاج گرمى كليه شود .
نشانيها
نشانيهاى حالات كليه را از چندين راه مىتوان كسب كرد كه از اين قرارند :
1 - اندازه ( زياد و كمى ) بول ، غلظت و آبكى بودن بول ، رنگ بول ، آلودگى بول .
2 - تشنگى .
3 - اندازهء ميل به جماع .
4 - پشت انسان و نوع درد پشت .
5 - حال هر دو ساق انسان .
6 - نوعيّت درد كليه .
7 - لمس كردن با دست .
8 - چيزهاى سازگار و ناسازگار با كليه .
ممكن است در بيمارهاى كليه حجم ادرار كاهش يابد .
بيمارى كليه با ساير بيماريهاى كبد فرقش در اين است كه در اينجا اشتهاى خوراك يكباره از دست نمىرود .
اگر كسى دفع ادرارش بسيار بريدهبريده و نوبتى شد ، بدان كه كليههايش بيمارند .
كسى كه بولش تهنشين گوشتى يا موى مانند يا به رنگ گاودانهء پخته باشد ، معلوم است كه