فصل ششم آسيب و بلاهايى كه بدون انگيزهء سوء مزاج بر معده وارد آيند
1 - اگر معده در خلقت بزرگتر از حدّ طبيعى آفريده شده باشد ، بلايى كه در انتظارش است عبارت است از اينكه : معده كه بزرگ است تحمل خوراك دريافتى زياد دارد و هرگاه پر از غذا شد حالش خوب است و با اندامان ديگر درونى همآهنگ است و همه با معده پيوستگى لازم دارند و كار برحسب مرام است . اما همينكه اين معدهء بزرگ داراى ظرفيت زياد از غذا تهى مىشود مىترنجد و از پيوستگى با اندامان درونى كنارهگيرى مىكند و تو گويى آن را آويزان كردهاند و به نوسان مىافتد .
2 - اگر معده كوچكتر از آن آفريده شده است كه بايستى حجم معدهء طبيعى را داشته باشد ، بلا در اينجاست كه معدهء چنين كمظرفيت ، تحمّل پذيرش خوراك كافى براى دارندهء معده ندارد .
قبل از آنكه انسان داراى معدهء كوچك از غذا سير شود ، معده پر مىشود و انسان گرسنه مىماند اما نمىتواند بخورد .
3 - راهبندانهايى كه در ميان معده و اندامان ديگر ايجاد مىشوند هريك نشانيهايى دارند كه از اين قرارند :
اگر راهبندان در ميان راه ارتباطى معده و كبد بهوجود آيد - كه معده از آن آسيب مىبيند - از اين نشانيها بايد به آن پى ببرى :
الف - مدفوع بيش از حد معمولى - در اندازه - زياد است و بيش از حدّ لازم نمناك است .
ب - خون دارندهء معده كمتر از حد لازم است .
ج - رنگ انسان دارندهء معده با رنگ بيماران استسقايى هماهنگ است .
د - پيشدرآمد بدحالى پديد آيد كه شايد آنچه به دنبال آيد همان باشد كه سوء مزاج يا دربرگيرى خوراك از جانب معده ناجور و ناپسند تعبير مىشود .
راهبندان كه در ميان راه معده و طحال باشد ، دلايلش را از اين حالات بجوى كه در زير آيند :
الف - آماسيدن و بزرگ شدن طحال .
ب - كماشتهايى دارندهء معده .
5 - اگر راهبندان در ميان راه ارتباطات معده و رودههاست ، شناسايى آن را در نشانيهاى بيمارى « ايلاوس » و قولنج پيدا كن !
6 - اگر راهبندان در ميان راه ارتباطى معده و مغز بهوجود آمده است ، نشانيهايش عبارتند از :
الف - كماشتهايى ، با اينكه مزاج از اعتدال منحرف نشده باشد .
ب - هضم به حالت خود باقى است و خوب اداره مىشود . مگر اينكه بازدارندهء ديگرى در راه هضم شدن خوراك باشد .
ج - انسان از بلعيدن و خوردن چيزهاى بسيار تند و تيزمزه و گزنده كمتر احساس به وى دست مىدهد .