است و سبب اسهال شده - با قى بيرون رود .
3 - هرآنچه را در بحث علاج نزلهها گفتهايم از قبيل : تراشيدن موى سر ، ماساژ دادن پوست سر وسيلهء چيزهاى زبر ، بر سر بستنيهاى باند ، به كار بردن داروهاى خون به سوى پوست كشان ، گذاشتن داروهاى داغگذار بر سر . نيرو بخشيدن به سر و روبراه كردن سوء مزاج سر لازم است .
شايد نياز به داغگذارى بر سر نيز باشد .
4 - نبايد اسهال ناشى از نزله را بند آورى و از بيرون شدنش جلوگيرى كنى و داروى قبوضيتبخش به بيمار بدهى كه خطر در بر دارد . بايد هرچه از راه بالائى وسيله قى و هرچه از راه پايين بيرون مىآيد بيايد و آنها را بند نياورى حتى اگر نياز باشد كه حقنه استعمال كنى ، استعمال كن !
كوشش كن كه آنچه از معده بيرون رود به شكم نريزد ؛ اما نه به وسيلهء داروى قبوضيتبخش . بلكه به وسيلههايى كه سابقا دربارهء جلوگيرى از رسيدن ماده به شكم ذكر كرديم .
5 - كوشش كن كه سبب پيدايش نزله را ريشهكن كنى كه اين علاج را نيز سابقا گفتهايم كه چگونه وضع نزله را اصلاح مىكنى و ديگر نياز به تكرار آن نيست .
فصل نهم علاج اسهال از اثر راهبندانها
حالت اسهالى كه از راهبندانها رخ مىدهد ، چند جهت دارد :
1 - ممكن است راهبندان در سراسر بدن روى دهد .
2 - احتمال دارد راهبندان در كبد پديد آيد .
3 - شايد راهبندان در گدارهاى ميان معده و كبد ايجاد شود .
در علاج اسهال ناشى از راهبندان نبايد داروى قبوضيتآور استعمال كنى بايد وسيلهء پاكسازى در راهبندان را به كار ببرى . اگر گدارهاى مربوط به جاى راهبندان از ماده تهى شدند ، آنگاه داروهاى بازكنندهء بندآمده را تجويز كن كه بند آمده را بگشايد . ممكن است براى بازگشائى بند آمده به مسهل بسيار قوى نياز باشد كه مواد غليظ را انجام دهد و سرانجام بندآمده را بگشايد .
اگر بيمار خودبهخود - نه زوركى - قى كند بهترين راه بازگشائى راهبندان است ؛ كه اين رأى بقراط هم هست .
رژيم غذايى
رژيم غذائى مبتلا به اسهال ناشى از راهبندانهاى درونى به دستور زير است :
غذا را يكدفعه نخورد ، در چندين دفعه آن را تمام كند و هر دفعه چندان بخورد كه براى زندگى كافى باشد ( زياد نخورد ) . بين وعدههاى غذا فاصله اندازد . بعد از غذا چيزى بخورد كه غذا را به سرعت