و اين به تدريج بيرون راندن براى آن است كه اگر در ماده ، غذائى باقى مانده است آن را بگيرد .
بيمارى قولنج اكثرا از اين روده پديد آيد و ازاينرو نام آن را از قولنج گرفتهاند و به آن قولون گويند .
رودهء آخرى و ششمى كه رودهء راست است با قسمت پايين قولون اتصال دارد . بعد از پيوستگى با قسمت پايين قولون بهطور مستقيم پايين مىآيد تا به مقعد ( پيزى ) مىرسد و بر پشت دندهء كمر تكيه مىدهد و گشاد مىشود و شباهت به معده پيدا مىكند . بويژه در طرف پايين آن گشادگىاش بيشتر مىشود . كار اين روده ، بيرون انداختن تفاله ( مدفوع ) به خارج است .
خداوند تبارك و تعالى چهار ماهيچه براى اين روده آفريده است كه سابقا ياد گرفتى ! .
اين روده بدان جهت راست آفريده شده ، كه تفاله از آن آسانتر دفع شود .
ماهيچههايى كه به اين روده كمك مىكنند در خود روده نيستند بلكه در مراق هستند و هشت ماهيچه مىباشند . بگذار در تشريح رودهها و فوايد آنها به اين قدر بسنده كنيم .
اين را بدان ! حركت هيچيك از اين اندامان به وسيلهء ماهيچه نيست مگر قسمت بالايى و سرآغاز كه با ماهيچهء مرى و گلو در تماس است و از پايين كه به مقعد پيوسته است .
وريدها ، شريانها و پىرگهايى كه با رودهها پيوند دارند ، بيشتر از آنهايى هستند كه با كبد در تماسند ؛ زيرا رودهها نياز به نيروى حساسيت بيشتر دارند . اينها را خوب به ياد داشته باش ! طبيب كه بخواهد بيماران را معالجه كند حتما بايد تشريح رودهها را به خوبى بداند و بر آنها كاملا آگاه باشد .
فصل دوم انواع اسهال
بدان ! هر نوع اسهالى كه رخ مىدهد از دو حالت خارج نيست :
1 - از اثر چگونگى غذاست .
2 - از چگونگى حالت اندامان تن است .
بگذار اكنون راجع به اسهالى سخن بگوئيم كه از اثر حالات اندامان رخ مىدهد .
اسهالى كه از اثر حالت اندام تن رخ مىدهد چندين احتمال دارد :
1 - ممكن است سبب از معده باشد .
2 - ممكن است ماساريقا سبب اسهال شده باشد .
3 - شايد سبب از كبد باشد .
4 - احتمال دارد اسهال از طحال سرچشمه گيرد .
5 - ممكن است رودهها سبب وقوع اسهال شده باشند .
6 - بعيد نيست كه سبب از سوى سر آمده و اسهال به وجود آورده باشد .
7 - احتمال دارد سراسر بدن در پيدايش اسهال شركت كرده باشند .