خونگيرى ، افشرهها و آبهاى نامبرده در علاج بيماريهاى كبد را استعمال كن !
آنچه از ميان داروهاى بيمارى كبد بيشتر به طحال ويژگى دارند عبارتند از :
آب برگ درخت گز ، آب برگ بيد ، آب برگ درخت ترنگوت ( پرك ) ، آب خرفه و آب پر سياوشان سبز . بزر خرفه را به وزن دو درهم در سركه بريزى كه بيمار بخورد بسيار خوب است . بزر خرفه با سركه در تحليل بردن ورم طحال و در علاج به سختى گراييدن خاصيّت دارد .
بيمار هر روز يك قاشق ( يك درهم ) گياه بارهنگ خشكيده بخورد ، فايده بيند .
رژيم غذايى بيمار
غذاى بيمار طحال همان غذاها باشد كه در علاج بيماريهاى كبد ذكر كرديم ، مانند : آش زرشك ( زرشكيه ) كه بسيار نفعرسان است ؛ بويژه اگر به وسيلهء شكر يا اسكنجبين خاصيت خشكىبخشى آن را خنثى كنى .
فصل ششم علاج ورم سخت طحال
اگر در معاينه تشخيص دادى كه خون زياد سودايى در به وجود آوردن ورم سخت طحال كمك كرده است ، حتما بايد شاهرگ دست و رگ فاصل ميان انگشت كوچك و انگشت بنصر را بزنى . وقتى رگ ميان حنضر و بنصر را زدى ، اگر ديدى كه بيمار از نا نمىافتد ، بگذار آنقدر خون برود تا خود به خود بند مىآيد .
گاهى ممكن است كه نياز باشد كه رگ ودج ( رگ گردن ) در طرف چپ را بزنى و خون از آن بكشى . و امكان دارد كه حال بيمار اقتضا كند بعد از خون كشيدن از بدنش او را اسهال دهى ؛ بايد داروى اسهالى نوعى باشد كه مادهء سودائى را بيرون آورد و از آن نوع داروهاى اسهالى باشد كه در علاج يرقان سياه ذكر كرديم .
هرگز نبايد در انجام دستورات راجع به معالجهء ورم سخت اهمال كنى . كه بايد بعد از هر تحليل رفتنى ، داروى نرمشدهنده به بيمار دهى تا خلط تحجّر نكند . اگر از اين معالجه فارغ شدى - يا نياز بدان نبود - بايد داروى بسيار زداينده و تقسيم كنندهء مادهء ورم را - كه زياد حرارت نداشته باشند - به عمل آورى .
شايد چنين خاصيّت زدايندگى و تقسيمكنندگى را در داروهاى منفرد و ساده بيابى ، و امكان دارد كه به داروهاى تركيبى نيازمند شوى . داروهاى منفرد و ساده كه در اينباره خوبند و داراى خاصيّت تلخى و گيرندگى ، يا گيرندگى و تندمزگى ميانه و به اعتدال هستند ، بسيارند . قسمتى از آن داروهاى تك و ساده در گوهر اين خواص را دارند هرچند به ظاهر آنچه مورد نياز ماست در آنها آشكار نباشد .
اگر دارويى را برگزيدى كه تنها تلخمزگى دارد آن را با سركه و كمى زاج بلورى ( شب )