بخورد ؛ و اگر تب دارد آن را تنها و بدون شراب بخورد . بعد از آن در آبزنى بنشيند كه آب آبزن با گياه پرسياوشان بر آب جوشيده شده است . زردى يرقان از بين مىرود .
3 - كف ( كفك ) بورهء قرمز به وزن دو درهم - ( زهر النطرون ) - ، در شراب كهنه ريزند و شب تا بامداد در فضاى آزاد بگذارند و سپس بخورند ؛ بعدا دستورات حمام رفتن و در آبپز نشستن - كه ذكر شدند - به عمل آيند .
4 - پياز دشتى برشته شش جزء با نمك سوخته به وزن سه درخمى ناشتا بخورند .
5 - دو درهم خشكيدهء كلم را در تخم نيمبند ريزند و بنوشند .
6 - پوست انار به وزن چهار درهم . زرنيخ دو درهم . ساييده و به هم زنند چندانكه سر سه انگشت ( شست و شهاده و وسطى ) برمىدارند بردارد و بخورد . سپس سه اوقيه شير الاغ بنوشد .
7 - شنبليله به وزن دو درهم و بالاتر از دو درهم را با عسلاب بخورد و در آبزن پر از آب سرد بنشيند .
8 - پر سياوشان را بكوبد و چهار درهم از آن را با آبى كه رازيانهء شامى در آن پخته است بخورد .
9 - افشرهء ترشك را با كمى شراب بنوشد .
10 - مدفوع سپيد سگ كه هيچ سياهى در آن نباشد ، از خوراندن استخوان به سگ چنين مدفوعى پديد آيد - به وزن چهار درهم در عسل بريزند و بهم زنند و بخورند .
11 - برگ سلق خشكيده به وزن شش درهم با عسلاب بخورند .
12 - پشك گوسفند نيم درهم در آب ترب يا در آبپز ترب - كه دو اوقيه باشد - بريزند و بهم زنند و بخورند .
13 - بورك يا پونهء خشكيده به وزن چهار درهم در شراب مخلوط با آب بهم زنند و سه روز متوالى از آن بخورند .
14 - پر سياوشان شش مثقال . نخود سياه نود مثقال . در آب باهم بجوشند تا فقط يك سوم مىماند .
مقدار پانزده مثقال از آن بخورند .
15 - آب ترب دو اوقيه . شراب يك اوقيه . درهم آميزند و بخورند .
16 - نخود سياه نود مثقال . ثمر گياه بلسان ، كندر و رازيانه از هريك شش مثقال . با شش قسط ( هشتصد و ده مثقال ) آب بر آتش بجوشد تا دو سوم از آن مىماند . مقدار پانزده مثقال از آن بخورند .
و اگر بيمار تب نداشته باشد اين پانزده مثقال دارو را با شراب بخورد .
17 - دارچين ساييده به اندازهء تحمل سر سه انگشت را با شراب و عسل هريك به وزن يك اوقيه و نيم مخلوط كرده بخورند . مىتوان آن را با شراب و آب خورد .
18 - محلب ( پيوند مريم پوستكنده ) به وزن دو درهم بخورند .
19 - روناس ساييده به وزن يك درهم را در تخم مرغ نيمبند ريخته و بهم زنند و بخورند .
20 - هجده درهم از سونش شاخ گوزن را با شرابى بخورند كه فروساطيقون « 1 » در آن مخلوط است .
21 - ثمر صنوبر ، نانخواه ( ننه حوا ) و مويزك را باهم بخورند .
هامش
( 1 ) - فروساطيقون را در فرهنگها نيافتم . فرسطاديون يا فرسلطاريون : گياه شاهپسند . م .