است - به سوى بدن روانه مىسازد .
2 - قسمت آب ماننده - كه از عمل پالايش به دست آمده است - از راه يكى از شعبه رگهاى روئيده از كوژى كبد به سوى دو كليه گسيل مىشود .
3 - كف زرد رنگ خون ( مادهء صفرائى ) را از راه يكى از شعبات رگى كه از گودى كبد روئيده است به كيسهء زهره مىفرستد .
4 - مادهء دردى شده را كه سودائى است ، از راه يكى از شعب همين رگ كه بر باب قرار گرفته و از گودى كبد منشاء دارد ، راهى طحال مىنمايد .
گفتيم رگى از سطح كوژ شدهء كبد و رگ ديگر از سطح گودشدهء كبد روئيده است . سؤالى پيش مىآيد : كوژى و گودى چرا ؟
- سابقا بحث كرديم كه كبد بر معده سوار است و آنجا كه كبد بر آن سوار شده كوژترين جاى در سطح معده است . آن قسمت از كبد كه بر اين كوژى سوار است بايد گود باشد ، تا به خوبى و منتظم بر كوژى معده استقرار يابد . گودشدگى از اين جهت است ، كوژى چرا ؟ زيرا :
1 - كبد از بالا در همسايگى حجاب قرار دارد . آن طرف از كبد كه درست نزديك حجاب است كوژ شده است تا راه حركت بر حجاب را تنگ نكند و حجاب براى حركت جولانگاه كافى داشته باشد .
2 - در اين كوژشدگى منظور ديگرى هست و آن اينكه : بدون آنكه كبد جاى حركت حجاب را تنگ كرده باشد از جائى كه در آن كوژ شده چنان تماس نزديكى با حجاب برقرار كرده است كه گوئى بهم پيوستهاند . آنجا همان نزديكى رگ بزرگ است ، كه آن رگ بزرگ از كبد منشأ دارد .
3 - دندههائى هستند كه به سوى كبد خميده و كبد را در بر گرفتهاند ، خميدهها جرم كوژ شده را بهتر از غير كوژ در بر مىگيرند و در بر گرفتگى منتظمتر صورتپذير خواهد بود .
كبد در پردهء نازك غشائى پيچيده شده و آن غشاء كه آن را پوشيده پىآلود است ؛ عصبى ريز از آن غشاء بهوجود آمده و به داخل كبد نفوذ كرده و نوعى حساسيّت با خود آورده است كه آن را به قسمت گودى كبد برساند . علاوه بر حساسيت بخشيدن به گودى كبد آن را با ساير احشاء پيوند مىدهد . كه اين رگ پىآلود را در باب ريه ذكر كردهايم .
رگ جهندهء كوچكى هست كه به كبد درمىآيد و در آنجا پرزههايى از خود مىپراكند ، كه چند كار انجام مىدهد .
1 - به وسيلهء اين پرزه رگها - كه از آن رگ جهندهء كوچك منشعب شدهاند - روان به كبد منتقل مىشود .
2 - حرارت غريزى روان را در كبد نگهدارى مىكند .
3 - حرارت غريزى روان را در كبد به وسيلهء نبض تعديل مىنمايد .
- چرا اين رگ ريز جهنده تا قسمت گودى و ته كبد نفوذ كرده است ؟
- زيرا براى تعديل حرارت غريزى طرف كوژ كبد نيازى به آن ندارد . طرف كوژ كبد از حجاب حاجز - كه همسايهء ديوار به ديوار است - حرارت خود را تعديل مىبخشد . حجاب به مثابهء بادبزنى
قانون ( فارسى ) — صفحة 186
مساهمون: أبو علي سينا
ص١٨٦