سبب راهبندان مىشود .
سردرد بحرانى ( بحران : تهيج از شدّت بيمارى ) : از تيرهء سردردهايى به شمار آور كه از حركت دادن مواد از جانب طبيعت به سوى خارج روى مىدهد !
سردردى را كه بعد از هضم خوراك پيدا مىشود از تيرهء سردردهايى بشمار كه سببش حركت كردن ماده براى از هم جدا كردن است !
امّا پيدايش مادهء سردردآور كه در اندام باشد ، بايد تفصيلش را از دستور كلى گرفت و ياد گرفتى كه چنين مادهاى يا از اوّل پيدا شده و حبس است يا زادهء غذاست . يعنى همراه غذايى آمده كه كيموس بدگوهر آفريده و اين كيموس بدجنس يا از تباهى غذا يا از ترتيب و اندازه ، يا از چگونگى هضم غذا و ساير سببها پيدا شده است كه در تباه گردانيدن غذا دست دارند و همه را ذكر كردهايم . و تو بايد سردردى كه ناشى از خوردن سير و پياز و خردل و سردرد خمارى و سردردى كه ناشى از خوردن چيزهاى سرد است ، از اين قبيل سردرد كه در بالا ذكر شد حساب كنى !
جنبش ماده در اندامان را بايد از دستور كلّى - كه بيان كردهايم - به دست آورد .
باد نيز يكى از سببهاى سردرد است . هرگاه گدار طبيعى باد تنگتر از لازم آفرينش يافته باشد ، يا باد بخواهد از گدارى غير طبيعى بگذرد و براى خود منفذى ديگر بيابد ، آنگاه باد كشيده مىشود و درد سر ايجاد مىكند .
يكى ديگر از سببهاى سردرد بخار است . سر به درد آوردن بخار يا از چگونگى بخار است ، يا اينكه بخار خلطها را هول مىدهد به حركت مىاندازد و از حركت آنها سردرد به وجود مىآيد . باد و بخار گاهى در تن و گاهى در خود مغز توليد مىشوند و شايد از خارج به وسيلهء بركشيدن از راه نفس يا از راه سوراخهاى ريز پوست ( مسام ) وارد آيند و در مغز گرد آيند و سردرد به بار آرند كه سردرد بدبوى و سردرد خوشبوى هم از اين تيره سردردها است .
و بدان ! كه : بادهاى بلغمى و بخارهاى بلغمى ، گران وزن و كند حركت و حبس شدهاند ؛ بادهاى وحشتآور و پايدارند و در چندى كمتر ، و در چگونگى بدترند .
خلطهاى تندباد را برنمىانگيزند بلكه بخار برمىانگيزند . بخار خلط خونى ملايم است و از ساير بخارها كمزيانتر و تا بسيار زياد نباشد مايهء دردسر نمىشود . بخار خلط صفرايى ، همواره تند و التهابى است . هرچه گفتيم بايد ياد بگيرى !
فصل ششم انواع سردرد اشتراكى
سردرد كه از مشاركت آيد دو قسم است : يكى مشاركت مطلق و ديگرى مشاركت نامطلق .
مقصود از مشاركت مطلق آن است كه از اندام انباز مغز ، هيچ جرمى به مغز وارد نيايد و تنها آزار اندام به مغز برسد ؛ و منظور از مشاركت غير مطلق آن است كه مادهاى خلطى يا مادهاى بخارى از