مرارى و غيره كه مايهء دردند و در معده ريزند . يا مانند دردهاى نوبتى كه در انواع تبها روى مىدهد و سر برحسب چندىوچونى و نوبت تب به درد مىآيد .
علاوه بر اين سببها بعضى از حالات سردرد انگيزههاى ويژهاى دارد كه از اين قرارند :
1 - انگيزهء نوظهور و بىسابقه ، مانند سردرد از خمار بودن . تا خمار هست سردرد هست و هرگاه خمارى شكست و بر طرف شد سردرد از بين مىرود و پايدارى ندارد . يا سردردى كه از خوردن چيزهاى گرم مانند سير و غيره بوجود مىآيد .
2 - انگيزهء سابقهدار ، يعنى انگيزه پيشتر بوده و گاهى ظهور كرده و ماندگار است و سردرد همراه او پايدار است .
3 - شايد سردردى روى آورده بوده و بعدا بيمارى شده است . چنانكه اگر بعد از شفا يافتن از تبهاى دشوار و گرم سردرد باقى ماند خبر از پيدايش بيماريهايى در مغز مىدهد و علامت آن است كه طبيعت عاجزتر از آن است كه مادهء بيگانه را به وسيلهء خون دماغ و غيره كاملا بيرون ريزد ؛ كه آژيرى است از بيماريهاى خوابآلودگى ( سبات ) ، سكته ، ديوانگى ، يا سستى و فروهشتگى جسم يا كر شدن گوش كه هريك از اين حالات را برحسب گوهر ماده و حركات آن مىتوان حدس زد .
سردرد برحسب جايگاه دردمند سر تقسيماتى دارد : گاهى نيمى از سر به درد آيد . اگر سردرد نيمهاى دستبردار نباشد و عادت بيمار گردد ، آن را شقيقه گويند . گاهى جلو سر به درد آيد و گاهى پشت سر درد مىكند . نوعى سردرد هست كه همهء سر را دربرگيرد . اگر همهء سر درد كند و درد دست بردار نباشد و عادت بيمار گردد آن را سردرد بيضه و سردرد كلاهخودى نامند كه بيضه هم به معنى خودى است كه جنگاوران بر سر نهند و تمام سر را مىپوشاند .
سردرد در كيفيت نيز گوناگون است : سردرد شديد ، متوسط ، كم و سبك . سردرد گاهى به حدّى از شدّت و تندى مىرسد كه اگر جاندانهء كودكى استخوان نرم را فراگيرد ، جاندانه را مىدرد و درز استخوان ترك برمىدارد . سردرد در بعضى از حالات ضعيف و كمتأثير - چنانكه اكثرا در بيمارى ليژغس مشاهده مىشود - سردرد ضعيف و كم شدّت نيز دو حالت دارد : يكى زودگذر است و ديگرى پاينده و ديرپا . شايد سبب كمشدتى سردرد بستگى به نيرومندى و ناتوانى مغز داشته باشد .
كسى كه مغز نيرومند و حساس دارد ، سردردش كمتر است و كسى كه احساس مغزش ناتوان است سرش درد بيشتر مىپذيرد . بهطور عموم بايد گفت كه مغز براى سردردآورها آمادهء پذيرايى است و به سرعت دردآورها را مىپذيرد . اين آمادگى سببش يا ناتوانى مغز است كه اين بحث را در كليّات شرح داديم و گفتيم ناتوانى مغز پير و سوء مزاج مىباشد . يا از نيرومندى بيش از حدّ لازم حسّ مغز است و به اندازهاى حسّاس است كه از كمترين آسيبى آزار بيند .
حالاتى از دردسر هست كه روىآوردى به همراه ندارد و حالاتى هست كه روىآوردهايى با خود مىآورد و در اطراف سر پنهان مىشوند ، چنانكه در بعضى حالات از شدّت يافتن سردرد ورمهايى در اطراف بروز مىكنند . و در بعضى از حالات سردرد ، روىآوردهايى به وجود آيند كه
قانون ( فارسى ) — صفحة 48
مساهمون: أبو علي سينا
ص٤٨