14 - گل مهرزده ، اگر نبود گل شاموس ، با كمى سركه مخلوط گردد .
15 - سوموقطون كه نامش هميشه بهار است ، در اين داروها وارد است .
مردى مىگفت من گياهان را جمع مىكنم ، سوموقطون نوعى از پونه است در ميان سنگلاخها رويد ، آن را در دست مچاله مىكنند و با نمك مىخورند . و در موصل دو نام دارد ، يكى يبروج بيابانى ، دومى : سيب بيابانى ، كه در اينجا علامت سؤالى پيدا مىشود .
در هر حال سوموقطون هميشه بهار باشد يا آنچه مرد موصلى مىگفت باشد ، با يك برابر نشاسته تناول مىشود .
16 - شب يمانى ( زاج بلورى ) را تناول كنند فايده بينند و اگر با زردهء تخم نيمهگرم بند نيامده باشد بسيار تأثيربخشتر است .
17 - اگر از سريش ماهى چيزى تناول كنند نفع بينند .
18 - اگر علاج با اشكال برخورد و كار دشوار شد ، به وزن يكچهارم درهم بزر بنگ در عسل مخلوط كنند و بخورند .
بايد داروهاى بندآور خون برآمده از راه دهان را با شراب گسمزه قاطى كنند تا دارو نفوذ كند و به مقصد برسد ، اما اگر بيمار تب دارد نبايد شراب بخورد ، دارو را با افشرهء ديگرى بخورند .
علاج سرفهء ديرينه و كهنهشده :
1 - بزر ترهء كاشتنى ، دانهء آس ، هريك يك جزء متساوى ، مقدار تناولى دو درهم است كه با آب گياه هفتبند تناول نمايند .
2 - افشرهء گندناى شامى يك اوقيه ، سركه نيم اوقيه ، بامدادان مىنوشند .
3 - سوختهء ابر مرده با اندكى از شراب انگورى ( نبيذ ) تناول شود .
جالينوس خونريزى را وسيلهء ترياق ، معجون ميترادات ، داروهاى خوشبوى معالجه مىكرده است . داروهاى خوشبوى كه جالينوس از آنها استفاده كرده است ، طبيعت را چنان نيرو بخشد كه در خون دادن خسيس باشند و در جوش دادن زخم اثر بهسزا داشته باشند .
4 - قرص ساخته از كوكب ، داروى « اندزوماخس » ، لوفا ، خون تف كردنى را بند آورند و پاكساز هم هستند . بيمار هريك از اين داروها را مىتواند مورد استفاده قرار دهد . اگر بيمار تب دارد ، دارو را با آب تناول كند ، اگر تب ندارد با شراب تناول نمايد .
طبيباننژاد اسلاوى براى معالجهء خون تف كردنى ريشهء لوفاى بزرگ را مىپزند و به بيمار مىدهند .
داروهاى نوشيدنى :
1 - افشرهء بارهنگ به وزن يك درهم .
2 - آب گل گاو زبان به وزن دو درهم .
3 - افشرهء خرفه به وزن دو درهم .
4 - افشرهء شاخههاى گل تازه و شاداب يك اوقيه ، بايد گل را بكوبند و آبى بر آن نپاشند . آب گل