آمدن ريه روى مىدهد .
11 - شايد از سردمزاجى ريه پيدا شود .
12 - آسيبى به منشأ اندامان نفسكش رسيده باشد كه خلط مايهء بيمارى از عصب و نخاع و مغز بر آنها تأثير گذاشته باشد .
13 - مايهء بيمارى به صورت نزله ( مادهء آبكى ) از منشأ آمده و اندامان نفسكش را دربرگرفته است .
14 - از اندامان همجوار اندامان نفسكش است كه براى اندامان نفسكش مزاحمت ايجاد كردهاند و از گسترش بازمىمانند . مانند معده كه مزاحمت براى حجاب ايجاد مىكند .
15 - شايد از جمع شدن و بند آمدن بخار دودى در ريه باشد ، يا بخار دودى به ريه رسيده باشد .
16 - شايد از حبس شدن باد در اندامان نفسكش باشد و مزاحم نفسكشيدن شود .
17 - يا از كوچكى سينه باشد كه نمىتواند نياز را از نفس برآورد .
18 - آسيبى سرشتى و در خلقت براى نفس ايجاد شده است ، همچنانكه از كوچكى معده آسيب بر غذا وارد آيد .
گاهى بيمارى ربو شدت مىيابد و بيمارى نفس انتصابى ( نفس راست ) مىشود و بسيار روى مىدهد كه ربو تبديل به ذات الرّيه شود .
نشان از چگونگى حالت بيمارى ربو :
1 - اگر سبب ربو خلط و رطوبتهايى است كه در قصبه هستند ، در اوايل نفس كشيدن نفس تنگ است ، سرفه كم است ، صداى سينه صاف كردن ( تنحنح ) ، خرناسه از بينى شنيده مىشود ، تو گويى چيزى در راه نفس گير كرده است .
تا اندازهاى گرانى در سينه حس مىشود ، تف كردن خلط هست كه از جاى نزديك برمىآيد .
2 - اگر سبب خلطى است كه از بالا ريزش كرده است نشانش اين است كه ربو يك دفعه روى آورد ، و گرنه ربو به تدريج و اندكاندك پديد آيد .
3 - اگر سبب موجود بودن خلط در رگهاى درشت باشد ، نبض بيمار مختلف و خفقانى است و اگر اين حالت خفقانى نبض ، ريشه دواند و محكم گردد ، به مرگ بيمار مىانجامد . در اكثر حالات نبض بيمار ربو خفقانى است .
4 - اگر خلط انگيزهء ربو در خارج از جاهاى تهى باشد ، هر كيفيتى داشته باشد فرقى نمىكند ، نشانهاش اين است كه سرفه در كار نيست .
5 - اگر بيمارى ربو از شراكت اندامان منشأ گرفته است ، سابقا علامتها را برايت گفتهايم !
6 - اگر در شراكت ، اندامان همجوار ابزار نفس هستند ، نشانهاش برانگيختگى مادهء بيمارى است از سوى آنها و پر شدن ابزار نفس از ماده است .
7 - اگر سبب از نزلههاست ، چگونگى نزلهها نوعيت خود را مىنمايانند .
8 - اگر از تركيدن ورم ريم و چرك يكباره هجوم آورده و در جايى در ابزار نفس جمع شده است ،
قانون ( فارسى ) — صفحة 407
مساهمون: أبو علي سينا
ص٤٠٧