بريزد .
علامت خناق كشنده آن است كه بيمار اولا متشنج مىشود .
خناق سگى در ميان روز اول تا چهارم مىميراند .
در موسم بهار نزديك به فصل زمستان خناق زياد است .
اگر خناق شدت يافت ، نفس از سوراخ بينى آيد و از حركت دادن ماهيچهء كنارهء بينى مدد مىطلبد ، عضو تنفسى به دشوارى حركت مىكند و سينه همراه عضو نفسكش مىجنبد . بيمار كه براى نفس كشيدن فشار بر خود مىآورد ، نفس سريعتر و ميانهبر مىشود در تبهاى دائمى ( شب و روزى ) گاهى خناق ، يا آبله ، يا گلودرد بدون خناق پديد آيد . در تبهاى شديد كه بيمار نياز مبرم به نفس كشيدن دارد ، خناق بسيار بدخيم است . اگر در روز بحرانى خناق عارض شود ، بيمناك و كشنده است . بحران به وسيلهء ورم خناقى حتما بيمار را مىكشد .
علامت :
علامت خناق از هر نوعى باشد : نفستنگى ، بسته نشدن دهان ، دشوارى بلعيدن است . گاهى بيمار خناق آب كه مىنوشد از سوراخ بينىاش بيرون آيد . بر آمدن چشم ، در خناق شديد ، بيرون آمدن زبان و سست حركتى زبان كه ممكن است به طول بينجامد و حرف زدنش طورى باشد كه گويى از راه بينى حرف مىزند ؛ هرچند در حقيقت سوراخ بينى مسدود مىشود و سخن از بينى نمىآيد .
در ورم بلغمى و سخت درد شديد نيست ، در ورم گرم درد زياد است و هرگاه درد شدت يافت ، شايد كليهء گردن و رخساره باد كند و زبان فروهلد . ذبحه كه همراه دشوارى نفس كشيدن نباشد ، بىخطرست .
نبض بيمار خناق در ابتدا مشوش و مختلف است ، بعدا كوچك و متفاوت .
هر ورم خناقى را مىتوان يا با چشم ديد يا با لمس حس كرد ، آنچنانكه حس شود اندامان حنجره خشك و كشيده شدهاند و بيمار مىخواهد قى كند .
اگر خناق از تكان خوردن مهره باشد ، كه مهره بهسوى داخلى گردن متمايل شده باشد ، سستى در جاى تكان خوردن مهره حس مىشود . اگر با دست لمس كنى به درد آيد و اگر بر پشت بخوابد نتواند چيزى را به آسانى ببلعد .
فرق ميان تنگ نفسى از ذبحه و تنگنفسى از ذات الريه اين است كه : آنچه از ذات الريه است يك دفعه خفگى ندارد و اگر از ذبحه است ممكن است بيمار را خفه كند .
فرق ميان ورم در حنجره و ورم در مرى اين است : اگر بلعيدن ممكن باشد و نفس دشوار ، ورم در حنجره است . اگر برعكس ، ورم در مرى است . شايد حنجره چندان ورمش بزرگ باشد كه مانع بلعيدن شود يا ورم مرى به حدى برسد كه مانع نفس كشيدن باشد .
ورم اگر در قسمت بالايى مرى است ، نفستنگى مىآورد ؛ اگر پايينتر است ، مانع نفس