شراب كهنهء مويز ، روغن خام گل ، در شراب مويز خوب بجوشد و در دهن نگه دارند ، بعدا به تدريج تحليلبرندههاى رساننده به كار برند و برحذر باشند كه چيزى به درون راه نيابد . سپس به تدريج عضو را تخليه كنند . بهطورى كه زالو بر پايينهاى دندان گذارند يا رگ زير زبان زده شود ، يا حجامت بر استخوان رويشگاه دندان گذارند و تيغ بزنند . اگر درد شديد شد ، عاقرقرحا با كافور بر بيخ دندان بچسبانند و تا باز شد ، آن را باز بچسبانند . اگر درد بسيار شديد باشد ، شايد نياز باشد كه افيون با روغن گل بگذارند ، اما تا مىتوان بايد آن را ترك نمود ، بلكه تنها بايد براى رسانيدن ماده استعمال كرد .
اگر سبب درد در خود دندان يا عصب است و ماده نيست و تنها سوء مزاج است ، ضد آن را از داروهاى دندان كه مىشناسى به كار ببر !
اگر دندان از گزيدن چيزى گرم به سوء مزاج و ناتوانى مبتلا شده ، با روغنى سردمزاج ولرم مضمضه كند و بعدا آن را به سردى مايل گردان !
اگر از گزش چيزى سرد است ، روغنهاى گرم مانند روغن سنبل رومى ، روغن بان ، گزيدن زردهء تخممرغ برشتهء داغ يا نان داغ . و در هر سوء مزاجى سرد يا گرم ضد آن را استعمال كن ! كه مفيد فايده است .
اگر سبب ساده و خشك است ، كره و پيه اردك بر دندان و لثه ماليدن خوب است .
اگر سبب همراه ماده است ، كه گرم يا غليظ يا بسيار است ، بايد تخليه شود و چگونگى تخليه را مناسب حال قرار ده ! بايد اول سردىبخش و بازدارنده به كار رود .
اگر مادهء گرم بيشتر بود ، دوا را افزايش ده ! در مادهء غليظ دوا كاهش يابد .
داروهاى بازدارندهء بسيار نيرومند و بهويژه در مواد سرد ، شب سوختهء با سركه خاموش شده ، با همان اندازه نمك ساييده مىشوند و بر دندان گذارند و سپس با شراب مضمضه مىكنند .
مازوج با سركه هم بازدارندهء خوبى است .
اگر ماده گرم است ، با افشرههاى سردىبخش مزاج گرم را تعديل بنما ! كه ماده تحليل برود يا ريزش كند .
اگر ماده غليظ يا بسيار است ، همان علاجى را كه در ابتدا گفتيم و تحليلبرنده است به كار ببر !
اگر با سركه مضمضه مىكنند ، بهتر آن است كه روغن گل در آن باشد . زيرا سركه ممكن است رطوبتهاى اصلى را همراه مادهء زائد بركشد .
گاهى بايد با داروهاى تحليلبرنده داروى گيرنده هم باشد . زيرا اندام مورد بحث خشك مزاج است .
اگر سبب باد است ، تحليلبرندههاى باد - كه ذكر خواهد شد - بهويژه سكبنيه و دانهء سپند و بارزد خوب است .
قانون ( فارسى ) — صفحة 343
مساهمون: أبو علي سينا
ص٣٤٣