شاه افسر ، يونجه ، مرزنگوش ، شبيت تنها يا جمعا در آن به كار رود . غرغره با روغن اين داروها ، سوپ آنها را به حالت نيم گرم مدتى در دهن نگه داشتن ، آفروشه با روغنهاى گرم و شيرينيهاى تحليلبرنده ، بزر شنبليله و امثال آن . اگر تشنج زبان در اثناى تب رخ داد ، روغنهاى مانند : بنفشه ، كدو ، بيد . به حالت ولرم بر زبان مالند ، و بايد آب و افشرههاى ولرم برجاى تشنّج پاشيد .
فصل ششم كلفتى زبان
از خون چيره ، از رطوبت زياد بلغمى سست كنندهء برانگيزنده ، زبان كلفت مىشود . گاهى چندان كلفت شود كه در دهن نمىگنجد و از دهن بيرون مىآيد ، كه در باب اورام چسبندگى بحثش آمده .
علاج :
اگر از مادهء خونى و گرم است ، بايد وسيلهء داروهاى ترش قطعكننده و گيرنده مانند ريواس و ترنج مداوا شود .
اگر از رطوبتها است ، بعد از پاكسازى لازم زبان را نشادر و نمك با آب دوغ چكيده و سركه يا زنجفيل و فلفل و دار فلفل و نمك سنگ بلورى نرم كوبيده شوند و بر زبان مالند ، به حجم طبيعى بازگردد و بيرون آمده به داخل مىرود .
اگر بچه به سستى زبان مبتلا شد تنها كافى است كه پرهيز دهند و غذايش گنجشك و جوجههاى تازه پر درآورده باشد .
شخصى در حجامت گرفتن نشتر به ليف عصب كنارهء غشاء زبانش خورد ، زبان به بيمارى سست حركتى مبتلا شد .
فصل هفتم كوتاهى زبان
زردپى زير زبان به سر و اطراف زبان مىپيوندد و نمىگذارد زبان پهن شود و گاهى از تشنج رخ دهد .
علاج :
راجع به تشنج گفتيم . اگر از زردپى است بايد كمى از آن را از طرف نزديك زبان قطع كرد و فورا با زاج ساييده خونريزى را متوقف كنند و تا اندازهاى قطع كنند كه زبان به آزادى به سقف دهان ( سق ) برسد و از دهان بيرون آيد . اگر جسارت نكردى كه با نشتر ببرى ! و ترسيدى كه خون زياد