علاج :
خونريزى بحرانى را و آنچه خودبهخود مىآيد بايد دست نزد تا احساس شود كه نيرو در حال از بين رفتن است . شايد خونريزى بينى به چهار رطل برسد و هرگاه بسيار زيادتر از حد شد بايد آن را متوقف كرد .
در غير اين صورت داروهاى بندآور خون به كار ببر !
اگر به سبب آمادگى بدن و داراى خلط مرارى بودن ، خونريزى بينى به وجود آيد ، بايد خلط مرارى را پاكسازى كرد و خونش را وسيلهء غذا و نوشابهها تعديل بخشيد .
خونگيرى ( رگزنى ) بهترين علاج بند آوردن خون بينى است ، كه بايد رگ را در طرف برابر جاى خونريزى تنگ زد و بهويژه اگر بيمار از هوش برود و غش كند حتما بايد رگ زد .
داروهاى بند آوردن خون بينى يا بايد بسيار گيرنده يا بسيار سردىبخش و غليظكننده و منعقدكننده يا چسبناك يا تند و داغ گذار يا داروهاى ويژهء خونريزى باشند . يا چندين دارو كه دو خاصيت يا سه خاصيت داشته باشند به كار روند .
داروهاى داراى خاصيت گيرندگى :
افشرهء گياه شنگ ، انگم خرنوب مصرى ، گلنار ، گل محمدى ، عدس ، مازوج ، افشرهء برگ سفيد خار ، برگ درخت گلابى ، برگ درخت به ، آب گياه هفتبند .
داروهاى سردىبخش :
افيون ، كافور ، بزر بنگ ، گچ ، بزر كاهو ، آب برگ كاهو ، آب برگ بيد ، آب خرماى كال ، بارهنگ و شابانك ناپخته هر دو مفيدند .
داروهاى داراى خاصيت چسبندگى :
گرد آرد بر سنگ آسيا ، كوبيدهء گرد شدهء پوستهء كندر .
داروهاى داغگذار :
انواع زاج ، زاج زرد ( قلقطار ) ، اما بايد در استعمال زاج احتياط كنى كه مبادا كبره برجاى خونريزى گذارد . زيرا اگر كبره بود و خون بند آمد ، هرگاه كبره افتاد خونريزى از اول بدتر مىشود .
داروهايى كه دربند آوردن خونريزى و ريشهكن كردن آن خاصيت ويژه دارند به ترتيب اولويت از اين قرارند : سرگين الاغ ، آب ريحان كوهى ، آب نعناع .
اينك اسامى داروهايى كه عموما در علاج خونريزى بينى كه سبك باشد و شدت نيافته باشد :
نسخه : خرماى كال و نارس ، صمغ خرنوب مصرى ، از هريك به وزن سه مثقال و نيم ، كافور به وزن يك حبهء مثقال در بينى فروكنند .
داروهاى ساده كه دربند آوردن خونريزى بينى مفيدند از اين قرارند :
1 - آب افشرهء شنگ .
2 - كافور .