كند و بر پشت دراز بكشد و سر را به سوى عقب خم كند . آنگاه قطرهء عطسهآور را در بينىاش بچكان ؛ و حتما بايد هرچه به بينى داخل مىشود آن را هرچه شديدتر بركشد تا به بالاييها برسد ، كه دارو تأثير لازم را بگذارد .
بارها روى داده كه داروى تند و تند مزاج كه به صورت قطره يا گرد پفكردنى به بينى مىرسد ، درد گزشى شديد در سر به وجود آورده ، كه شايد خودبهخود آرام گيرد يا وسيلهء داروى آرامبخش تسكين يابد .
براى جلوگيرى از سردرد گزشى كه از اثر داروى چكيدنى يا به بينى پفكردنى پديد آيد ، قبل از به كار بردن داروى عطسهآور تند و تيز ، بيمار به وسيلهء شير كه بر سرش ريزند ، يا به وسيلهء روغنهايى از قبيل : روغن بزر كدو ، روغن گل ، روغن بيد ، كه بر سرش مالند سر عرق كند . آنگاه پارچه قماش را در آب گرم خيس كنند و بر سرش گذارند و سپس قطره يا گرد را به بينى بيمار بچكانند يا پف كنند .
هرگاه داروى عطسهآور كار خود را كرد ، قطرههايى از شير در بينى بيمار بچكان و اگر همراه شير روغنهاى سرد باشد ، چه بهتر ، كه به نفع بيمار است .
فصل سوم آسيب حس بويايى
بويايى در آسيب ديدن - همانند ساير كنشهاى اندامان بدن - حالاتى دارد ، مثلا :
بويايى به كلى از بين مىرود .
بويايى ناتوان مىشود و كاربردش كامل نيست .
بويايى تغيير مىكند و بويايى تباه جاى بويايى طبيعى و درست را مىگيرد .
اگر گفتيم نيروى بويايى ناتوان مىشود ناتوانى هم دو احتمال دارد :
1 - يا بوى خوش و بوى ناخوش را احساس نمىكند و چيزى نيست كه به مشام برسد .
2 - يا يكى از انواع بوها را حس مىكند و از درك ديگرى عاجز است .
تباهى بويايى نيز چند حالت دارد :
1 - بوى بد را احساس مىكند كه وجود خارجى ندارد .
2 - بوى چيز بد را مىپسندد ، مثلا از بوى مدفوع انسان خوشش مىآيد ، اما از بوى خوش مثلا بوى گل متنفر است .
سبب آسيبهاى بينى يك از احتمالات زير است :
1 - سوء مزاج تكى و ساده .
2 - وجود خلط بدجنس در قسمت جلو مغز و هر دو قسمت بطن جلوى مغز .
3 - تجمع خلط ناپسند در دو چيزك نك پستانك آسا .