علاج :
اگر خونريزى گوش از اثر بحران بيمارى است ، و بيم غش كردن و ناتوانى بيمار نرود ، نبايد آن را بند آورد . اما در سببهاى ديگر بايد آن را به وسيلهء داروهاى گيرنده ، يا داغگذار يا سردىبخش بند آورد .
داروهاى گيرنده مانند : آبپز مازوج با آب يا با سركه ، آبپز سفيدخار كه اگر با مرّ و شراب كهنه يا سركه باشد بهتر است ، شياف خشخاش شاخدار ، صمغ فيلزهره ، آبپز برگ درخت مصطكى ، افشرهء انار پخته در سركه .
سردىبخشها : افشرهء هفتبند و بارهنگ با شراب ، شياف خشخاش شاخدار و افيون .
داغگذارها : مانند افشرهء ريحان كوهى ، پنير مايهء خرگوش ، با سركه كه بسيار مؤثر است .
افشرهء گندنا با سركه ، در اينباره داروى مجرّب است . دو گردهء گاو نر نمكسود را بر آتش نهند نيم برشتهاش را بر گوش بفشرند و آبش به گوش وارد شود .
فصل هشتم كثافت در گوش كه گوش مسدود مىشود
اگر درد گوش سبك است ، روغن بادام كوهى ويژگى دارد كه شبانه در گوش چكانند و حمام بروند و گوش بر زمين گرم حمام گذارند كه چرك و كثافت حل گردد . پف كردن زاج در گوش هم مفيد است و نيز اين شياف :
نسخه : شاه زيره يك مثقال ، بورك ارمنى نيم مثقال ، با انجير سفيد معجون شود و فتيله گردد و در گوش كشند .
نسخهء ديگر : زهرهء بز با روغن ترهء كوهى ( يا ترهء كوهى كوبيده ، يا آب ترهء كوهى ) يا بورك گداخته با سركه را بگذارند تا از جوشش آرام گيرد .
روغن گل را در گوش ريختن و بر گوش ماليدن ، بورك را با انجير بدون دانه معجون كنند و از آن حبوب بسازند ، و در گوش نهند . و بعد از سه روز بيرون آرند ، چرك و پليدى زياد با خود مىآرد ، و علت سبك مىشود . يا شاه زيره و گزنه در گوش نهند . از همه قوىتر دراينباره ، افشرهء برگ حنظل در گوش چكانيدن است .
بورك و زرنيخ متساوى در عسل عجين شود و در سركه حل گردد و در گوش چكانند و بعد از يك ساعت گوش را با عسلاب يا آب گرم بشويند .
فتيلههاى قوى را بايد بعد از تخليه به عمل آورد ، كه فتيلهء آلوده به روغن زيتون و روغن بابونه و روغن ناردين ( سنبل رومى ) از آنهاست .
بعضى پندارند كه روغن كافور براى سنگينى گوش بسيار مفيد است . شايد كه اين در علت ناشى از خلط مرارى مفيد باشد . « زيت كژدم » كرى را از بين مىبرد ، و مجرّب است . اگر بند آمدن