سنگينى ، سرخى ، اشك ، بادكردگى ، پر شدن رگها ، تپش گيجگاه ، چسبيدگى و ژفك ، گرمى در لمس ، و بهويژه اگر با علامتهاى خونى در سر نزديك باشد .
اگر ماده بلغمى است ، علامتش : سنگينى زياد ، سرخى كم همراه نوعى رنگ طوسى .
چسبيدگى و ژفك ، هيجان و اندكى اشك است .
علامت مادهء صفرايى : آزار سوزنى ( نخس ؟ ) التهاب ، سرخى مايل به زردى نه به اندازهء مادهء خونى ، رقت اشك سوزناك و كم چسبيدگى است ، نيز در لمس كردن گرم مىباشد .
علامت مادهء سودايى : سنگينى و بدرنگى ( زرد مات مايل به تيرگى ) و اندك چسبيدگى است .
علامت مزاج ساده : سنگينى همراه خشكى و دليلهايى را كه در بحث شناسايى آن بيان كردهايم .
دليل بيماريهاى ابزارى و مشترك را هريكى در بحث ويژه بيان خواهيم كرد .
فصل چهارم دستورهاى عمومى در معالجهء چشم
بايد براى هر نوع بيمارى چشم ، گونهاى از علاج به كار رود . از آنجا كه بيماريها يا از مزاج با ماده يا از مزاج ساده ( مفرد ) يا از مزاج تركيبى و يا از گسستگى پيوندها مىباشد ، معالجه در چند شكل است :
1 - پاكسازى است و بايد علاج ورم را نيز در نظر داشته باشى !
2 - تغيير دادن مزاج و به اعتدال برگرداندن .
3 - بايد شكل و هيأت را اصلاح كرد ، چنانكه در برآمدگى چشم روى دهد ( جحوظ ) .
4 - بهبود دادن و به هم آوردن جوش و دمل وسيلهء داروهاى معالج .
5 - پاكسازى چشم از مواد ، كه يا از راندن ماده و يا از دوشيدن چشم است .
راندن ماده : اگر بيمارى چشم از امتلاء ( پرى ) از مادهء ناباب بود ، بايد ماده را اول از بدن پاكسازى كنى ! بعدا مغز را از ماده به وسيلهء داروهايى كه در پاكسازى مغز شناختى ، تخليه كنى بعدا ماده را از راه بينى و رگهاى نزديك چشم مانند رگ ريزشگاهها بيرون بياورى !
6 - دوشيدن چشم : وسيلهء داروهاى اشكآور .
7 - تبديل مزاج : با داروهاى ويژه به تبديل مزاج .
8 - علاج گسستگى پيوند - كه در چشم روى دهد - با داروهايى كه اندك خشكىآور و دور از گزش باشند . كه اينها را در بحث از رمد و ساير بيماريهاى چشم خواهيم گفت و تو ياد مىگيرى !
بايد بدانى ! كه در بيماريهاى چشم از ماده ، بايد غذاى بيمار را اندك كنى ؛ چيزى بخورد كه خلط خوب آورد .
از هر خوراك بخارزا و هرچه ديرهضم مىشود بپرهيزد .