ترنجيدگى مسامات شايد از بستن عضو از خارج باشد ، كه ممكن است آن را چاره كرد . پس سستى و از كار افتادگى حس و حركت را مىتوان امرى روىآور ( عرضى ) دانست كه همينكه بند را باز كردند ، به حالت اولى بازمىگردد . و شايد بيمارى اندام ، از فشار شديد باشد . مثلا از اثر ضربت خوردن يا افتادن بر زمين .
همچنين هرگاه فقرات به سوى راست يا چپ كج شود ، فشار بر عصب خارج از فقرات به سوى طرفى كه فقرات روآورده - جلوى باشد يا عقبى - وارد مىآيد . در اين حالت اكثرا حالت عصبكشيدگى است نه زير فشار واقع شدن ؛ زيرا به هم رسيدن فقرات از دو طرف جلوى و عقبى مخرج عصب نيست ، و مخرج عصب - چنانكه دانستى - در دو طرف جلو و عقب نيستند ، و گاهى به سبب غلظت گوهر اندام مسام بند مىآيد .
امتلاء چيره از مواد رطوبى سايل كه به سوى اندامى در جريان است و از ميان ساير اعصاب مىگذرد ، يا در منشأ اعصاب ، يا شعبههاى اعصاب مىايستد و راه را بر روان جارى در آنها مىبندد .
گاهى در رستنگاه و شعبههاى اعصاب ورم رخ دهد و منفذها را مىبندد .
بريدگى : اگر بريدگى براى عصب رخ داد ؛ و آن بريدگى در طول عصب بود ، زيانى براى حس و حركت ندارد . اگر در عرض عصب باشد ، حسّ و حركت اندام مقطوع ، - كه از منفذها و مجراهاى ساير اعضاء برخوردار بوده - منقطع مىشود .
بدان ! كه نخاع هم مانند مغز ، دو قسمت مىشود ؛ هرچند انسان آن را حس نمىكند . چگونه چنين نباشد ؟ نخاع خود از هر دو قسمت مغز مىرويد ، دور نيست كه طبيعت نيمى از آن را حفظ كند و مادهء بيمارى را به نيمهء كمنيروتر گسيل دارد . يا نيمهاى كه بيشتر آمادگى پذيرش ماده دارد ، يا نيمهاى كه ضربت و آسيب بر آن وارد شده ، يا زايدههاى تباه از قسمت نزديك دماغ به آن رسيده است .
نبايد تعجب كرد كه بيمارى به نيمهاى مىرسد و نيمهاى سالم بماند . طبيعت به اذن پروردگار توانا ، فرق ميان چيزهايى از اين دقيقتر را ملاحظه كرده است . ما اينها را در كتاب اول بيان كردهايم . به ياد بياور !
و بدان ! كه زياد اتفاق افتد مادهء رطوبتى سبب گرمى بدن ، يا حركت ناگهانى از ترس و واهمه يا خشم يا غم و اندوه و افسردگى بيرون جهد .
و بدان ! كه هرگاه آسيبرسان و مادهاى كه در طرفى از بطنهاى مغز است سبب فالج مىشود ، آن طرف از بدن به كلى فلج گردد ، كه رخسار را نيز شامل است .
اگر آسيب در مجراهاى يك نيمه از بطن مغز باشد ، مثل آن است كه هر دونيمه بطنهاى مغز يا مجراهاى مغز را فراگرفته كه سكته روى دهد .
اگر آسيب در رستنگاه نخاع باشد ، تمام بدن فلج مىشود بدون رخسار كه سلامت مىماند .
شايد در اين حالت كرخى پوست سر را دربرگيرد و حس را از نفوذ در جلو بازدارد ، زيرا عصب ويژهء حس - كه به پوست سر آيد - از گردن آمده ؛ چنانكه بيان كرديم .
قانون ( فارسى ) — صفحة 171
مساهمون: أبو علي سينا
ص١٧١