فصل ششم فساد ذكر « فراموشكارى »
فراموشكارى با سستمغزى شباهت دارد . اما منشأ اين بيمارى در قسمت عقبى مغز است . زيرا فراموشكارى عبارت از كاهش يافتن كنشى از كنشهاى مغز يا از كار افتادن همه كنشها است .
به عقيدهء جالينوس ، سبب رئيسى اين بيمارى سردى است ، خواه سردى ساده يا سردى همراه خشكى كه انعكاس احساس شده در آن نقش نمىبندد . يا سردى همراه رطوبت است كه نقش بسته را نگه نمىدارد .
نشانهها :
اگر فراموشكارى از سردى همراه خشكى است علامتش اين است كه بيمار بىخوابى كشد ، رويدادهاى گذشته را به ياد دارد اما نمىتواند رويدادهاى كنونى را به ياد بسپارد .
اگر سببش سردى همراه رطوبت باشد ، بيمار خوابآلود است و گذشتهها را به كلى از ياد برده و شايد چيزهاى آنى را بهتر از گذشته به ياد بسپارد .
اگر سردى ساده باشد تخدير و حيرتزدگى روى مىدهد . و شايد اين حالت از خشكى و گرمى سر برزند كه آنگاه به هم آميختن ذهن پديد آيد . و اين اختلاط ذهن يا در خون آن جزء از مغز يا در يكى از شكمچههايش يا در آوند مغز مىباشد .
گاهى اتفاق مىافتد كه سبب فراموشكارى از درهم شدن هوش ، يا از سوء مزاجى واقع در گيجگاه است كه به مغز سرايت مىكند . كه اين حالت را بعضى از پيشينيان ذكر كردهاند و آزمودهاند و ديدهاند .
فراموشى و فراموشكارى اكثرا از سردى و رطوبت سرچشمه مىگيرد و گاهى ممكن است از ورمهاى مغز و بهويژه ورمهاى سرد مغز روى دهد .
و بدان ! كه اگر شخص تندرست به فراموشكارى گرفتار آيد زنگ خطر بروز بيماريهاى شديد مغزى مانند سكته و صرع و سرسام سرد است .
نشانهها و انواع اين بيمارى :
بايد آنها را از قانونهاى ذكرشده استفاده كنى و در هر بيمارى سبب را تكرار نمىكنيم .
معالجات :
اگر انگيزهء بيمارى گرمى و خشكى باشد ، علاجش آسانتر است و بارها اين علاج ذكر شده است .
اگر از خشكى تنها باشد ، بايد بيمار غذاهاى ترىبخش معتدل بخورد . اطراف سر را به وسيلهء ماساژ و مالش دادن با پارچهء زير ورزش داد . دست و پاها را حركت دهد . خلاصه ورزشهايى كند كه