السقانى ( سقانى ) :
گمانم كه شكر تيغال باشد . اندامان دفعى : در تنقيهء كليه نظير ندارد . زهرها :
چارهساز گزيدگى سگ هار است .
آلوسن ( لوبياى مصرى ) « 1 » :
گياهى است به لوبيا گرگى شبيه است و ازاينروى آن را ترمس ناميدهاند و ترمس لوبيا گرگى است . مزاج : در درجهء اول گرم و خشك است . خاصيت درمانى : به حالت اعتدال مىخشكاند و زداينده است . آرايش : لكههاى سياه صورت را بحالتى معتدل از بين مىبرد . زهرها :
جالينوس فرمايد : اين گياه مخصوصا براى دفع گزند سگ هار بسيار خوب است . و بيمارانى را نجات داده و ازاينرو يونانيان آن را آلوسن « 2 » ناميدهاند .
اطراطيقوس :
دارويى است كه حالبى نام گرفته است . مزاج : كمترين سردى ندارد و هيچ قابض نيست . خاصيت درمانى : تحليلبرنده و سردكننده است . دمل و جوش : ضماد و مرهم آن ورم ( حالب ) رگهاى پستان را فرو نشاند .
اردقيافى ( اردقباقى ) « 3 » :
درختى است شبيه كبر - ( خرنوب شامى ) . ميوهاش داخل غلاف است . بويش بسيار تند است و مىكشد . مزاج : به فرمودهء راهب تأثير آن از تاجريزى و كاكنه قوىتر است . دمل و جوش : به گفتهء راهب استعمال دو اوقيه از آن ورمهاى درونى را معالجه مىنمايد . و اگر بر ورمهاى گرم خارجى مالند ورم را در هر حالتى باشد از بين مىبرد . زهرها : بر جاى نيش زنبور مالند فورا تسكين يابد .
اقفراسقون :
دارويى است ايرانى و آن را ديحه و خرّم گويند . اندامان سر : براى حافظه و ذهن و هوش سودمند است .
اوبوطيلون :
گياهى است كه به كدو مىماند . خوز گويد به اوبوطيلون مشهور شده است . زخم و قرحه :
گويند در معالجهء زخمهاى تر بهترين دارو است مرهمش زخمها را بهم آورد و جوش مىدهد .
آسيوس ( نمك چينى ) :
سنگى است كه نمك بر آن نشيند و آن را گل اسيوس نامند . گمان مىرود كه نمك مزبور از رطوبت دريا و شبنمى كه بر او نشيند بوجود آيد . خاصيت درمانى : قوت آسيوس و گل آسيوس بازكننده و جوشدهنده است . اندكى گنداننده است و گوشت گنديده را آب مىكند و گزشى ندارد . دمل و جوش : اگر آسيوس را با سقز درخت بنه ضماد كنند جراحتها را از بين مىبرد . زخم و قرحه : در مداواى
هامش
( 1 ) - آلوسن قسمى زردآلوى لطيف - فرهنگ معين - اين معنى با شرح شيخ الرئيس سازگار نيست - ه
( 2 ) - آلوسن : كلمهء يونانى است و در معنى شفاى هارى مىباشد . تحفه حكيم .
( 3 ) - اردقباقى به كبر شبيه است . مؤلف اختيارات گويد قثاء الحمار است و سندش ظاهر نيست - تحفه حكيم .