ضفدع ( غوك ) :
خاصيت : خاكستر غوك خونريزى را بند آرد . آرايش : گويند اگر غوك را با روغن زيتون و نمك بپزند و بخورند پادزهر جذام و همه نيشها است . ورم : سوپ غوك را بر ورم وترها ريزند مفيد است . سر : گويند اگر آبپز غوك رودخانه را در دهان گردانند درد دندان آرام شود . ليكن شايد زيانهايى داشته باشد . گوشت و بويژه پيه غوك دندان كشيدن را آسان كند . به عقيدهء من غوك باغى و ميان درختها اين تأثير را دارد . زيرا اين جنس خوك را طبيبان بسيار ستودهاند . عوام از تجربيات خودشان گويند : اگر حيوانات در هنگام چرا دندان بر غوك نهند دندانشان مىافتد . زهرها : كسى كه غوك يا خون غوك خورد تنش مىآماسد و رنگ تنش زرد تيره مىشود و آب پشت مىپراند تا مىميرد . گويند اگر با روغن زيتون و نمك بپزد پادزهر جذام و حشرات موذى است .
ضأن ( گوسفند ) :
خاصيت : زهرهاش با زهرهء گاو ماده همنيرو است .
ضب ( سوسمار ) :
به وزغ شبيه است و تقريبا قوت و كنش آن را دارد اما وزغ نيست و سوسمار در صحراى عرب بسيار است . آرايش : پشكش را بر پوست مالند لكههاى سياه و ككمك را مىزدايد .
چشم : پشكش در علاج سفيدى چشم و آب به چشم آمدن مفيد است .
ضبع ( كفتار ) :
براى استفادهء دارويى در علاج نقرس و درد مفاصل راجع به كفتار به تفصيل در كتاب سوم ذكر كردهايم و بهتر آن است بدانجا مراجعه كنند و در اينجا نيازى به تكرار نيست .
در اينجا حرف ضاد پايان يافت و داروهاى اين فصل به هفت دارو رسيد .
فصل بيست و هفتم : حرف ( ظ )
ظليم ( شترمرغ نر ) :
در فصل نون كه از نعام ( شترمرغ ) ياد كرديم نرش هم بحث شد .
ظلف ( سم ) :
كه مشهور است . آرايش : خاكستر سم بز را با سركه يا با شراب مخلوط كنند و بر داء الثعلب مالند بسيار نفع دارد .
در اينجا به فصل ظاء خاتمه مىدهيم و بيشتر از دو دارو ذكر نشد .