تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قانون ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
رصاص : در بحث سرب ذكر كرديم و منظورم از رصاص ارزيز است . اما اسفيداب و ساير انواعش را در اقرابادين شرح مىدهيم . گزينش : سوخته‌اش لطيف است . بايد در وقت سوزاندن اسفيداب ، از بويش پرهيز كرد . مزاج : سرد و تر است . خاصيت : سوخته‌اش سوزنده‌اى است همراه لطافت و نرمى و گدازنده ، و خونريزى را قطع كند . اسفيداب چسبنده و سردكننده است و همقوت توتياى سوخته است . چرك ( زنگ ) رصاص در كنش با ارزيز سوخته برابر است . ورم و جوش : اگر بوسيلهء شراب يا غير شراب يا چيزى از افشره‌هاى سرد حك كنند داروى ورم است . زخم و قرحه : در علاج قرحهء پليد ، قرحهء سارى ، نافع است . اسفيداب قرحهء گود را پر از گوشت كند . زهرها : جاى نيش كژدم دريايى و اژدهاى دريايى را با اسفيداب ماساژ دهند سود بينند .

رعاده ( لرزماهى ) :

گويند اگر رعاده را بر سر گذارند سردرد از بين برود . جالينوس گويد شايد اگر زنده باشد اين كار را انجام دهد چون من رعادهء مردم را آزمودم فايده نداشت . رعاده ماهى مخدر است . مفاصل : پولس گويد : لرزماهى را در روغن سرخ كنند و روغن را بر تن مالند درد مفاصل كه ديرينه نباشد از بين مىرود . اندامان راننده : پيزى كه بيرون آمده باشد لرزماهى بردارند فورا علاج كند و پيزى را محكم مىنمايد و بواسير را جمع مىكند .

روبيان ( ميگو ) :

جالينوس گويد حالش حال خرچنگ است . مزاج : ماسرجويه گويد : قبل از نمك‌سود شدن گرم و تر به اعتدال است . خاصيت : ميگوى نمك‌سود كه كهنه شد سودا و خارش بد بوجود آورد . ورم : جالينوس گويد : ورم سخت را نرم كند . اندامان غذا : غذاى سازگار و خوب دهد . اندامان راننده : منى را زياد كند . آرزوى جنسى را فزونى دهد . شكم را نرم گرداند ، كرم كدو را بيرون راند .

رطبه :

اين همان يونجه است كه در فصل قاف قت گفتيم و از آن پرداختيم .

ريثا ( نوعى ماهى ريز ) :

مزاج : ابن ماسويه گويد از ميگو گرمتر است . اندامان غذا : براى معده خوب است . رطوبت معده را برچيند و بويژه اگر با فيجن و سياه‌دانه و كرفس خورند منفعتش براى معده بيشتر مىشود . اندامان راننده : در تقويت جنسى مددكار خوبى است .

رخبين ( ترف ) :

مزاج : ابن ماسويه گويد : در دوم گرم و خشك و بدخلط است و براى معدهء گرم خوب است . اندامان راننده : از آن شياف بردارند ملين است . اندامان غذا : بسيار ديرهضم است .

رقاقس « 1 » :

گويند از داروهاى ايرانى است و به سير شبيه است . دو بيخ بهم پيچيده دارد كه سرشان
هامش
( 1 ) - گويند جفت آفريدست و بعضى گويند خصية الثعلب است ( تحفه ) نوعى سورنجان ، جفت آفريد ( معين ) . جفت آفريد و خصية الثعلب هريك جداگانه در فصل جيم و خاء آمده‌اند ( ه ) .
قانون ( فارسى ) — صفحة 308 | أبو علي سينا / عبد الرحمن شرفكندى (هه ژار )