كه اين را گفت از كسى نقل مىكرد كه خودش بارها در چين شاهد اين ماجرا بوده است . خاصيت :
سوختهاش از هر سوختهء ديگر لطيفتر است . آرايش : سوختهاش دندان را پاكيزه نگه مىدارد . و لكههاى سياه و ككمك را از رخسار مىزدايد . قرحه : سوختهاش زخم چركين را خشك كند و از گرى سودمند است . چشم : اشك را مانع است و همراه نمك بسايند ناخنه را از بين مىبرد . فتيله از آن سازند و بر پلك مالند گرى پلك را از بين ببرد و در جلا دادن چشم بسيار سودمند است .
سدر ( كنار ) :
در فصل نون كه حكايت از نبق بود سدر را شرح داديم .
سراج القطرب :
گياهى است كه به زوفا نزديك است . ديسقوريدوس گويد : گل اين گياه به گل خربق شبيه است و تا حدى به رنگ ارغوانى مىزند . از آن شياف مىسازند . گلش كه بر شاخه است تو گويى چراغى بر چيزى سبز مىسوزد . اين گياه نوع بيابانى هم دارد و با اين نوع كه كاشتنى است در همه كنشها مشترك است . گزينش : تنها تخمش به كار آيد . مزاج : در اول گرم و در آخر دوم خشك است .
خاصيت : بازكننده است و گيرندگى در مزاجش چيرگى دارد . خونريزى را از هرجا باشد بند آورد . قرحه :
بهترين علاج زخم است . سر : ضمادش خوندماغ را قطع كند . نفسكش : خون برآوردن را بند آورد .
اندامان راننده : بدان حقنه كنند علاج قرحهء روده است . بعضى گويند تخم نوع بيابانى اين گياه را اگر به وزن دو درهم بخورند مسهل است . زهرها : تخمش با شراب تناول شود پادزهر نيش عقرب است .
بعضى گويند : تخم نوع بيابانى را بر كژدم گذارند كژدم تخدير مىشود و نيش نمىزند و تو گويى مرده است .
سطرونيون ( چوبك ) :
ديسقوريدوس گويد : بعضى اين گياه را ( طريقالى ) نامند كه به معنى سه برگ است . زيرا اكثرا اين گياه سه برگ بيشتر ندارد . اين گياه مانند برگ ترشك يا گل سوسن روى به زمين كج كرده . برگ اين گياه از برگ ترشك كوچكتر است . و از آن سرخرنگتر هم هست . سرخيش به رنگ خون مايل است . ساقهء نازك و به درازى يك ذرع دارد . گلش به گل سوسن سفيد شباهت دارد . بيخ اين گياه به موسير مىماند و به اندازهء سيبى است . پوستش سرخ و داخلش سفيد برنگ سپيدهء تخممرغ است و شيرينمزه مىباشد . نوعى ديگر از اين تيره و به همين اسم موجود است كه تخمش چون تخم كتان و پوست بيخ آن سرخرنگ و نازك و داخلش سفيدرنگ و خوشمزه است . اين نوع اخير در كوهستانهايى كه آفتاب بسيار است پيدا مىشود . خاصيت : گويند هركس بيخ آن را در دست گيرد فورا غريزهاش برانگيزد و آرزوى جماع كند و اگر از آن شربت سازند در شهوت انگيختن با سقنقور برابر است . مفاصل : گويند بيمار فالجى كه سر و گردنش به سوى عقب خم شده است اگر اين گياه را با شراب سياه و گيرنده تناول نمايد خوب مىشود .
سورنجان :
ريشهء گياهى است كه برگهايش با زمين تماس دارد و گلهاى سفيد و زرد مىدهد . شكوفه و