ممكن است دارويى كه به آدمى گرمى مزاج مىبخشد ، به تن شير يا اسب سردى بيفزايد . براى مثال ريوند ( راوند ) گرمتر از گرمى مزاج آدمى است و در عين حال سردتر از سردى مزاج شير و اسب است .
پس راوند براى اسب سردىآور و براى انسان گرمىبخش است . يا ممكن است فلان دارو ويژگيهايى داشته باشد كه در جسم انسان عملى انجام دهد و در جسم حيوان تأثير مخالفى بخشد . براى مثال گياه بيش كه نسبت به بدن انسان زهر كشندهاى است نسبت به بدن سار بىتأثير است . لازم است كه دستورهاى فوق را در آزمايش قوهء داروها به كار برد .
گفتار سوم شناسايى مزاج داروهاى مفرده از طريق قياس
در شناخت قواى داروهاى مفرده از راه قياس قوانينى به شرح زير وجود دارد :
1 - زود گرم شدن و تبديل سريع به آتش .
2 - دير گرم شدن و گرمى پذيرفتن .
3 - سرعت انجماد .
4 - تأخير در انجماد .
5 - بو ، مزه ، رنگ .
6 - اثرات دارويى و قوهاى كه از آن پديد مىآيد . از اين راه مىتوان دلايل آشكار بر وجود قواى مجهول به دست آورد . حال به شرح هريك از حالات فوق الذكر و نتيجهگيرى از راه قياس مىپردازيم .
شناختن گرمى و سردى :
از دو جسم يكسان از نظر قوام بنيادى يعنى تخلخل و تكاثف ، آنكه زودتر گرمىپذير باشد آن را گرمتر مىگوييم و هركدام زودتر سردىپذير باشد آن را سردتر مىناميم ، و دليل اين امر آنكه اگر دو چيز - متساوى در تخلخل يا در غلظت - تحت تأثير عامل گرمابخش واقع شوند آنكه زودتر گرم مىشود دليل بر اين است كه در گوهر ذاتى گرمتر بوده است و آنكه سردى را زودتر پذيرا مىشود سردتر است . يكى از دلايل در اين امر اين است كه : ممكن است دو شىء تحت تأثير يك عامل يكى زودتر و ديگرى ديرتر گرم شود . آنكه زودتر گرم مىشود در ذات خود گرمتر از ديگرى است و اين سرماى عارضى است كه آن را سرد مىكند . به عبارت ديگر همينكه شىء گرم از خارج ذات بر او وارد شد و زير تأثير قوه گرمىزاى طبيعى قرار گرفت در سبب مربوط به خارج از ذات با آن ديگرى مساوى است ولى از لحاظ قوه گرماى ذاتى از آن شىء بيشى دارد . و مىتوان بر اين قياس سردىپذيرتر را شناخت . به عقيدهء من بحث به همين مقدار كافى است ، زيرا شرح اين موضوع به درازا مىكشد و بر طبيب نيست كه در اين زمينه جزئيات را