در مورد « غذائيت » مادهء خوراكى دو نكته ديگر نيز وجود دارد كه عبارتند از سرعت عبور و كندى آن . باده بسرعت عبور مىكند و گوشت بريان و سرخ كرده به كندى نفوذ مىنمايند .
همچنين غذاهائى هستند كه از آنها خون تمامعيار و اجزاى بهمپيوسته بوجود مىآيد مانند گوشت خوك و گوساله ، و غذاهائى وجود دارند كه خون رقيق و زود هضم به بدن مىدهند ، مانند ماده غذائى كه از شراب و انجير ايجاد مىشود . اگر بخواهيم نيروى حياتى را از نابودى برهانيم و بوى نشاط دهيم و در مهلتى كه داريم نيروى موجود براى هضم كفايت نكند ، آنگاه به غذاى تندرو و زودرس نياز داريم . اگر غذاى كندهضمى در درون بدن باشد نبايد غذاى زودهضم را بر آن وارد كرد ، چه بيم آن مىرود كه اين دو غذا باهم دراميزند و نتيجه همان باشد كه سابقا ذكر كرديم . هرگاه پى برديم كه در درون بندآمدگىهائى رخ داده است از غذاى غليظ پرهيز مىكنيم . اگر بخواهيم كسى را نيرومند سازيم و به ورزشهاى سخت واداريم ، بايد خوراك بسيار مغذى و ديرهضم بوى بخورانيم . كسى كه در منافذ ريز بدنش زود تراكم پيدا مىكند بايد غذاهاى نامتراكم بخورد .
استعمال دارو در تداوى :
معالجه بوسيله داروها مبتنى بر سه قانون است :
الف - انتخاب كيفيت دارو ، يعنى بررسى دارو از اين حيث كه گرم است يا سرد ، تر است يا خشك .
ب - گزينش كميت دارو ، يعنى مثلا در حالت معينى چه مقدار از فلان دارو مورد نياز است . وزن دارو ، سردى و گرمى دارو و اين قبيل مشخصات را بايد سنجيد .
ج - تنظيم وقت
1 - براى شناسائى دارو بايد حتما نوع بيمارى را شناخت . اگر نوع بيمارى مكشوف شد داروئى را بايد انتخاب كرد كه كيفيتش مخالف كيفيت بيمارى باشد . بيمارى را بايد بوسيلهء ضد آن دفع كرد و تندرستى را بايد بوسيلهء همانند و دمسازش نگهدارى نمود .
2 - كميت دارو چه از حيث وزن و چه از حيث گرمى و سردى و صفات همانند آن است . طبيب بايد مزاج اندام بيمار و اندازهء بيمارى را دريابد و متناسب بودن دارو را با حالات بيمار از حيث جنس ، عمر ، روش و عادت ، فصول سال ، شهر ، حرفه ، نيرو و هيئت بسنجد .
شناختن مزاج اندام بايد مبتنى بر چهار وجه باشد : و آن مزاج اندام ، آفرينش اندام محل اندام و نيروى اندام است .