در پائيز : در پائيز كه زمان مخالف طبيعت زندگى است و از گرمى به سردى و خشكى مىگرايد و مزاج بواسطه عوارض فصل گاهى به گرمى و گاهى به سردى مىانجامد و از آنجا كه مزاج واجد اختلاف از مزاج هماهنگ و يكنواخت آسيبپذيرتر و نامطلوبتر است ، نبض در پائيز داراى اختلاف است و به ناتوانى مىزند .
نبض در وسط فصول با نبض فصلى كه در آن است همآهنگ مىآيد .
فصل دهم - نبض در مناطق مسكونى
برخى از سرزمينهاى مسكونى بهارى هستند و داراى هواى معتدلند . برخى گرم و تابستانى ، بخشى سرد و زمستانى و بعضى نيز پائيزى و خشكمزاج هستند . اينك كه نبضها را ياد گرفتهاى مىتوانى وضع آن را در سرزمينهاى مختلف از حالات آن در فصلهاى سال استنتاج كنى .
فصل يازدهم - اثر غذا و آشاميدنىها بر نبض
كميت و كيفيت مواد غذائى بحسب گرمى و سردى كه بر مزاج وارد مىكنند ، نبض را تغيير مىدهند :
اگر اندازهء غذا معتدل باشد ، نيرو و گرمى در بدن فزونى مىيابد و مدتى پايدار مىماند . در اين صورت بزرگى و سرعت و پياپى آمدن نبض رو به افزايش است .
اگر غذاى تناول شده بيش از اندازه باشد و به حد افراط برسد بر نيرو سنگينى مىكند و هر سنگينى ، در اختلاف نبض تاثير دارد و نبض بر اثر آن ، گرانخيز و نامرتب مىگردد .
اركاغانيس مىپنداشته است كه بر اثر انباشتن شكم بوسيله طعام سرعت نبض از تواتر آن پيشى مىگيرد . اين تغيير حالت نبض تا موقعى كه علت باقى است ماندگار است .
اگر غذا زياده از حد ولى كمتر از حد افراط باشد اختلاف نبض به صورت مرتب درمىآيد .
اگر غذاى تناولشده كمتر از حد لازم باشد اختلاف در نبض كمتر روى مىدهد و درشتى و سرعتش از حالت اعتدال كمتر مىشود . ليكن اين حالت ديرپا نيست زيرا كمى عامل كه زود هضم مىشود و زود از بين مىرود حالت بوجود آورده را با خود مىبرد .
اگر نيرو بر اثر پرخورى يا كمخورى كاهش يابد و به ضعف گرايد باز نبض به كوچكى و تفاوت مىانجامد . وقتى طبيعت توانائى هضم را بازيافت نبض به حالت اعتدال برميگردد .