ضربانى ) واقع مىشود . فرق بين نبض مزبور و نبض غزالى اين است كه در نبض غزالى ضربان دوم قبل از آنكه اولى خاتمه يابد به آن مىرسد ، اما نبض فترتى نبضى است كه در زمان آرامش و بعد از ضربان اول سر برزده است .
10 - نبض ترنجيده
11 - نبض لرزنده
12 - نبض تابدار : اين نبض به ريسمان تابدارى مىماند كه در حال تاب دادن آن هستند و اختلافش در پس و پيش بودن و حالت و عرض آن است .
13 - نبض آشفته : اين نبض از نوع نبض پيچشى است و به نبض لرزان مىماند ليكن ناهنجارى در بالا آمدن و باز شدن پنهانتر و در تواتر داراى كشيدگى آشكارتر است . شايد چنين نبضى فقط به يك طرف گرايش داشته باشد . نبض متواتر و حلقوى و يكسوگرا اكثر در اشخاص مبتلا به بيمارى خشكمزاج ظاهر مىشود .
فصل چهارم - نبض طبيعى
هريك از انواع نبضهاى مذكور در بالا كه براى زياد شدن و كوتاه آمدن آمادگى دارند وقتى نبض طبيعى ناميده مىشوند كه در حال اعتدال باشند . اگر در آنها يكى نيرومند باشد ، آن نيرومند نبض طبيعى است . اگر نبض از انواع ديگرى باشد ليكن تابع فزونى نيرو باشد مثلا بزرگتر باشد ، به لحاظ اين نيروها ، طبيعى شمرده مىشود . ليكن در انواع نبضهائى كه آمادگى زياد شدن و كم شدن را ندارند ، نبض طبيعى عبارت از نبضى است كه يكنواخت و منتظم و خوشوزن باشد .
فصل پنجم - عوامل موثر بر نبض
عواملى وجود دارند كه بطور كلى براى قوام نبض ضرورى هستند و در وجود و عدم نبض دخالت دارند . اين عوامل را عوامل ماسكه ( گيرنده ) مىنامند . عوامل ديگرى نيز هستند كه در قوام نبض مؤثر نيستند ولى با نبض پيوستگى دارند و وقتى تغيير مىيابند ، حالت نبض را نيز تغيير مىدهند . اين عوامل را عوامل همراه دائمى نبض ( اللازمه ) مىنامند . عدهاى از عوامل نيز وجود دارند كه هميشه با نبض نيستند و آنها را بطور مطلق تغييردهنده ناميدهاند .
عوامل ماسكه : عوامل ماسكه سه نوع هستند :
الف - نيروى حياتى كه در قلب موجود است و نبض را به حركت درمىآورد .
اين نكته را در مبحث نيروهاى حياتى ياد گرفتى .