مىماند و در سرازير شدن درنگ مىكند . پادزهر بيماريهاى ناشى از آب كدر چربى و شيرينى است .
آب نوشادردار چه نوشيده شود و چه در آن بنشينند و چه در آن توقف نمايند طبيعت را صفا مىدهد .
آب زاجدار براى زياد شدن خون حيض و براى كسانى كه خونشان با بصاق همراه است و براى سيلان بواسير فايده دارد ، ليكن براى كسانى كه بدنشان آمادهء تبدارى است نامطلوب و تبانگيز است « 50 » .
آب آهندار عوارض طحال را مىزدايد و غريزه جنسى را تقويت مىكند .
آب مسدار براى تباهمزاجان خوب است .
اگر آبهاى گوناگون باهم بياميزند و در آن خوب و بد ممزوج گردند ، آنچه نيرومندتر است غالب مىشود . ما در باب توصيه به مسافران چاره آبهاى تباه را شرح دادهايم و در بحث ادويه مفرده ، كنش و حالت و نيروى هريك از انواع آبها را ذكر خواهيم كرد . آنچه گفتيم در آنجا جستجو كن .
فصل هفدهم - احتباس « 51 » و تخليه « 52 »
عدم تخليهى موادى كه بايد بطور طبيعى تخليه شوند ، ليكن از تخليه سرباز مىزنند ناشى از نه علت است :
1 - ناتوانى نيروى دفعكننده .
2 - شدت زياد نيروى گيرنده ( ماسكه ) كه مواد را رها نمىسازد .
3 - ناتوانى نيروى هاضمه . در اين وضع مادهء تخليه بوسيله نيروهاى طبيعى در محل خود باقى مىماند تا هضم شود .
4 - تنگى و يا انسداد مجرا .
هامش
( 50 ) - نسخهء انگليسى : « آبهاى زاجدار براى زياد شدن خون حيض ، جلوگيرى از استفراغ خونى و بواسير همراه خونريزى ، مفيد هستند ليكن مزاج را براى ابتلاء به تب مستعد مىكنند .
( 51 ) - احتباس( Retention )به معناى بند آمدن و بند آوردن است و در اينجا مراد از آن انسداد مجارى بدن مىباشد .
( 52 ) - تخليه( Dejection )به همان مفهوم كلى دفع مواد از بدن مىباشد .