4 - هواى خشك :
هواى خشك تن را پژمردگى مىدهد و براى پوست خشكى به ارمغان مىآورد .
5 - هواى آلوده :
هواى آلوده تنفس را افسرده مىكند و اخلاط را فزونى مىدهد . منظور ما از هواى آلوده ، هواى متراكم نيست زيرا هواى متراكم آن است كه براى هماهنگى با گوهر خود تراكم يافته است و خودبخود غليظ شده است ، درحالىكه هواى آلوده از آميختن اجسام غليظ تراكم يافته است . وجود هواى آلوده را با دو علامت مىتوان تشخيص داد : اول اينكه در چنين هوائى ستارههاى كوچك در آسمان به زحمت ديده مىشوند ، دوم اينكه درخشندگى ستارگان درخشان ( ثوابت ) كاهش مىيابد و اين اجرام مرتعش به نظر مىرسند .
عامل بوجود آمدن اين دو علامت همانا افزايش بخارها و دودها و كاهش بادهاى خوب و پسنديده است . در مبحثى كه در زمينهء تغييرات هواى خارج از حالت طبيعى شرح مفصل مىدهيم ، باز به اين بحث برميگرديم .
فصول
هريك از فصول چهارگانه ويژگيهائى دارد كه بر حالت تن آدمى اثر مىگذارد .
اواخر هر فصلى با اوايل فصل بعدى در تاثير بر حالات بدن و در نوع بيماريهاى فصلى مشترك است .
بهار :
بهار چنانچه بر مزاج بهارى پايدار باشد و در آن دگرگونى رخ ندهد ، بهترين فصل است و با مزاج روح و خون همساز و سازگار . بهار بواسطهء اعتدال مزاجى كه دارد و از آن ياد كردهايم بسوى لطافت آسمانى و رطوبت طبيعى اندكى گرايش دارد . بهار خون را به حالت اعتدال مىكشاند و رنگ را سرخى مىبخشد . گرماى بهار مانند گرماى تابستان بسيار شديد نيست تا خون را بگدازد و رنگ را به زردى كشاند .
بيماريهاى بهارى :
در بهار بيمارىهاى مزمن بروز مىكنند ، زيرا در اين فصل خلطهاى راكد به جريان مىافتند و روان مىشوند . به اين علت در اين فصل حال بيماران ماليخوليا وخيمتر مىگردد .