فصل چهارم - دربارهء فصول و شرح آنها
هر فصلى از سال براى كسانى كه مزاج صحى آنها با مزاج فصل مورد نظر متناسب است سازگار مىباشد .
هر فصلى براى كسانى كه داراى مزاج مخالف با مزاج فصل هستند ناسازگار مىباشد .
هر فصلى چنانچه از اعتدال مزاجى بسيار دور افتد براى كسانى كه مزاج متناسب با آن دارند و يا ندارند ناسازگار است .
اگر فصلى از مزاج اصلى خود خارج شود و مزاجى عرضى مخالف مزاج طبيعى را به خود گيرد ، براى كسانى كه مزاجشان متناسب اين مزاج عرضى است سازگار مىباشد .
اگر دو فصل از فصول چهارگانه از مزاج طبيعى خود خارج شوند و در اين خارج شدن افراط روى ندهد و مدت آن نيز طولانى نباشد و ضمنا خروج از مزاج طبيعى هريك از آن دو فصل مخالف همديگر نباشد ، رسيدن آنها بهمديگر با ابدان ما سازگار است و آنها را معتدل مىسازد . مثال براى اين وضع رسيدن سرماى زمستانى جنوب به بهار شمالى است ، چه در اين صورت بهار شمالى مشقت زمستان جنوبى را تلافى مىكند .
همچنين اگر زمستان بيشتر از حد اعتدال خشك و بهار بيش از حد اعتدال مرطوب باشد ، رطوبت بهار خشكى زمستان را معتدل مىگرداند . اما اگر رطوبت بهار به حد افراط برسد و اعتدال بهارى را به هم زند و مدت زيادى دوام يابد ، ترمزاجى بهار كه خارج از اعتدال است زيانآور مىشود و در اين فصل بيماريها رخ مىدهند . ليكن بيمارىهاى چنين بهارى بشدت بيماريهائى نيست كه بر اثر تغييرات ساير فصول روى مىآورند . اين تغيير در ساير فصول كه اكنون مورد بحث ماست ، بدان منظور نيست كه در زمينهء تغيير زمان زمستان و وارد شدن بهار بيان كرديم ، زيرا در آن حالت تغيير زمان بهره مىرساند و بيمارىآور نيست .
مزاج هواى گرم و مرطوب بيشتر از انواع هواهاى ديگر به عفونت نزديك است . تغييرات هوا غالبا در مناطق داراى اوضاع متفاوت ( يعنى داراى پستى و بلندى ) رخ مىدهد . در سرزمينهاى هموار و جلگهاى تغييرات هوا كم و در ارتفاعات كمتر است .
هر فصلى از فصول وظيفه ويژهاى دارد كه اگر بطور شايسته و لازم ادا كند نتيجهء آن بر وفق مراد است : وظيفه تابستان آوردن گرما و وظيفه زمستان ايجاد سرماست ؛ بهار و پائيز نيز وظيفه طبيعى خود را دارند . ليكن اگر فصول از اداى وظيفهء طبيعى خود