3 . الأمام الصادق ( ع ) : العامل على غير بصيرة كالسّائر على غير طريق فلا تزيده سرعة السّير الّا بعدا . « 1 »
امام صادق ( ع ) : كسى كه بدون آگاهى و بصيرت به كارى دست زند ، مانند آن است كه روندهء راهى به جز راه اصلى باشد ، بنابراين هرچه بيشتر پيش رود ، بيشتر از مسير منحرف خواهد شد .
4 . الأمام الباقر ( ع ) : العالم كمن معه شمعة تضئ النّاس . « 2 »
امام باقر ( ع ) : عالم چونان كسى است كه با خود شمعى دارد و مردم از پرتو آن بهره مىبرند .
5 . الأمام الباقر ( ع ) : لا يقبل عمل الّا بمعرفة . « 3 »
امام باقر ( ع ) : هيچ كارى بدون داشتن معرفت و آگاهى پذيرفته نيست .
همهء اين موارد كه نمونههاى بسيار ديگرى از آنها در آثار حديثى مسلمانان به دست مىآيد « 4 » ، نشان مىدهد كه نه تنها اسلام با دانش تضادّى ندارد ، بلكه به نحوى ملازم آن است و ائمهء اسلام بهطور مؤكّد بارها تكرار كردهاند كه هيچ عبادت و فريضهاى بدون كسب آگاهى و بصيرت از مؤمنان پذيرفته نيست . افزون بر اينها ، كارنامهء درخشان تمدن اسلامى نشان مىدهد كه عالمان مسلمان در هر رشته و موضوعى كه به كار علمى مىپرداختهاند ، انسانهايى با ايمان بوده و گاه كار علمى را بر خود فرض مىدانستهاند . « 5 »
در واقع اگر هم در برخى اديان و مكاتب ديگر ، نزاعى ميان علم و دين وجود داشته باشد ، ربطى به اسلام ندارد و دليل بزرگ آن بخش مهمّى از آيات قرآن كريم و احاديث مأثور است كه همگى مؤمنان را به دانش و آگاهى روزافزون دعوت مىكند .
هامش
( 1 ) . حسن بن على بن شعبهء حرّانى ، همان ، ص 266 .
( 2 ) . محمد باقر مجلسى ، همان ، ج 2 ، ص 4 .
( 3 ) . حسن بن على بن شعبهء حرّانى ، همان ، ص 125 .
( 4 ) . نك : محمد محمدى رىشهرى ، ميزان الحكمة ، قم ، ذيل حرف « علم » ؛ شيخ عباس قمى ، سفينة البحار ، ج 2 ، ذيل « علم » ؛ اين آثار نيز به احاديث منقول از حضرت رسول ( ص ) به طريق اهل سنت در باب علم و دانش پرداخته است :
الدكتور يوسف القرضاوى ، الرسول و العلم ، بيروت : موسسة الرسالة ، 1406 ق / 1985 ؛ براى جايگاه تفكر در انديشهء اسلامى ، نك : عباس محمود العقاد ، التفكير فريضة اسلامية ، قاهره ، 1962 .
( 5 ) . ابو على سينا ، فيلسوف و پزشك نامى ، در زندگينامهء خويش مىگويد : هرگاه در خواندن مطالب كتابهاى منطق دچار مشكل مىشد ، برمىخواست و به مسجد مىرفت و نماز مىگزارد و از خدا حل مشكل خويش را مىخواست .
نك : دائرة المعارف بزرگ اسلامى ، ج 4 ، ص 2 ، « ابن سينا » .