« برهان » و مشتقات « عقل » و « فكر » و « فقه » بارها در قرآن به كار رفته است . بنابراين ، خداوند از اينكه مؤمنان براساس تقليد و كوركورانه به او ايمان آورند ، آنان را نهى فرموده و حتى در يكى از آيات قرآن كريم ، علم و ايمان را در كنار يكديگر قرار داده است :
« وَ قالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ الْإِيمانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِي كِتابِ اللَّهِ إِلى يَوْمِ الْبَعْثِ »
( روم ، 56 )
[ و آنان كه دانش و ايمان داده شدهاند ، گويند : شما بر وفق كتاب خدا تا روز قيامت در گور آرميدهايد ] .
قرآن كريم در زمينهء دانشاندوزى فقط به كليّات اكتفا نكرده و بسيارى از آيات بهطور خاص ، بشر را به ژرفنگرى در آثار خلقت و طبيعت مىخواند :
« إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ »
( آل عمران ، 190 )
[ هر آينه در آفرينش آسمانها و زمين و آمد و شد شب و روز ، خردمندان را عبرتهاست ] .
حتى بعضى از آيات قرآن كريم در تشويق مسلمانان به فراگيرى علوم خاص ، مانند نجوم و رياضيات نقش مهمّى داشتهاند :
« وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِها فِي ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الْآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ »
( انعام ، 97 )
[ اوست خدايى كه ستارگان را پديد آورد تا به آنها در تاريكىهاى خشكى و دريا راه خويش را بيابيد ، آيات را براى آنان كه مىدانند به تفصيل بيان كردهايم ] .
يا :
« هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَ الْقَمَرَ نُوراً وَ قَدَّرَهُ مَنازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَ الْحِسابَ ما خَلَقَ اللَّهُ ذلِكَ إِلَّا بِالْحَقِّ يُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ »
( يونس ، 5 )
[ اوست كه خورشيد را فروغ بخشيد و ماه را منوّر ساخت و برايش منازلى معيّن كرد تا از شمار سالها و حساب آگاه شويد . خدا همهء اينها را جز به حق نيافريد و آيات را براى مردمى كه مىدانند به تفصيل بيان مىكند ] .
حتى در آن دسته از آيات قرآن كريم كه به نقل سرگذشت انبياء و اقوام پيشين اختصاص دارد و خداوند خود تأكيد مىفرمايد كه هدف از نقل مكرر آنها ، عبرتآموزى است ، مىتوان آشكارا ايجاد و بلكه تشويق به تاريخنگارى و مشاهدهء آثار تاريخى و روحيهء واقعنگرى را ديد :
« قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ ثُمَّ انْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ »
( انعام ، 11 ) .