ماهيچه ديگرى در ساعد وجود دارد كه به نظر مىرسد جزئى از ماهيچه تاكننده باشد كه در سطور بالا ذكر شد و اين ماهيچه آستر هر دو ماهيچه بازكننده ساعد است و استخوان بازو را دربرگرفته است .
ماهيچههائى كه بوسيله آنها ساعد پشت به سوى زمين مىنمايد ( ماهيچه باطحه ) « 137 » يك زوج هستند . يكى از آنها از خارج در فاصله دوزند قرار گرفته و بدون وتر به زند زبرين پيوسته است . آن ديگرى كه باريك و دراز است از بخش فوقانى سطح راس باز و پديد مىآيد و بخش اعظم آن در ساعد عبور مىكند و در آن داخل مىشود تا به مچ نزديك مىگردد و به قسمت داخلى انتهاى زند زبرين مىرسد و بوسيله وترى غشائى به زند زبرين مىپيوندد . ماهيچههائى كه ساعد را روى به زمين مىكنند ( مكبه ) « 138 » يك جفت هستند و در خارج ساعد قرار دارند .
يكى از اين جفت از قسمت بالا رو به داخل سر بازو شروع مىشود و در نزديكى مفصل مچ به زند زبرين مىپيوندد و ديگرى كه كوتاهتر از اولى است و تارهاى آن بطور عرضى نسبت به ساعد قرار دارد و عصب كنارش محكمتر است از خود زند زيرين شروع مىشود و در مفصل مچ به انتهاى زند زبرين مىپيوندد .
فصل نوزدهم - ماهيچههاى مچ
ماهيچههائى كه مچ بوسيله آنها حركات مختلف انجام مىدهد از اين قرارند :
1 - ماهيچههاى تاكننده
2 - ماهيچههاى بازكننده
3 - ماهيچههاى روىانداز ( مكبه )
4 - ماهيچههاى پشتانداز ( باطحه ) « 139 »
ماهيچههاى بازكننده « 140 » : ماهيچهاى كه باز شدن بوسيله آن انجام مىپذيرد ماهيچهاى است كه با ماهيچهء ديگرى آنچنان بهم پيوسته است كه گوئى هر دو يك ماهيچه هستند ، ليكن مبداء ماهيچه اول وسط زند زيرين است و وترش به انگشت شست مىپيوندد و بوسيله اين وتر ، انگشت شست از انگشت شهادت فاصله مىگيرد . ماهيچه دوم از زند زبرين شروع مىشود و وترش به اولين استخوان مچ پيوسته است ، منظورم اين است كه به نزديكى شست رسيده است . اگر اين دو ماهيچه باهم به حركت درآيند ، مچ را با كمى گرايش به طرف
هامش
( 137 ) - برونگردان( Supinator )( 138 ) - درونگردان« Pronator »( 139 ) - حركات مچ عبارت است از تا شدن ، باز شدن ، دور شدن ، نزديك شدن ، و حركت پرگارى ( حركت دورانى ) . بيرون گرديدن و درون گرديدن مربوط به مفاصل زند زبرين - زند زيرين است .
( 140 ) -Extensor