نرم قرار گرفته است . تا - همانطور كه بارها گفتهايم - بهم رسيدن جسم سخت و جسم نرم را از دشوارى برهاند .
فصل شانزدهم - تشريح ترقوه ( چنبر )
ترقوه استخوانى است كه در دو طرف بدن بالاى استخوان سينه قرار گرفته است و بسبب انحنائى كه دارد در ناحيه بين سينه و گردن فضائى بوجود مىآورد كه رگهاى بالا رو به سوى مغز و پىهاى سرازير شده از مغز به طرف پائين ، به اين فضا نفوذ و از آن عبور مىكنند .
استخوان ترقوه در انتهاى ديگرش به طرف دو شانه ، به زائده استخوان كتف مىپيوندد . استخوان بازو به استخوان ترقوه و كتف پيوسته است .
فصل هفدهم - تشريح كتف
استخوان كتف براى دو عمل آفريده شده است :
يكى اينكه بازو و دست از آن آويزان مىگردند ، چه اگر بازو به سينه چسبيده بود ، حركت يك دست به سوى دست ديگر به آسانى ممكن نبود و كار آنها دشوار مىشد . كتف با دندهها فاصله دارد تا ميدان حركاتش وسيع باشد .
دوم آنكه براى اندامهائى كه در سينه محصور هستند محافظى قوى و آگاه باشد و جانشين لبهها و بالهاى مهرهها باشد ، زيرا در استخوان سينه مهرهاى وجود ندارد كه در برابر ضربهها مقاومت كند و حسى كه آن را درك كند نيز وجود ندارد . انتهاى خارجى ( فوقانى ) كتف باريك است و بتدريج ستبرتر مىشود . در انتهاى آزاد آن حفره كمعمقى وجود دارد كه سر مدور بازو در آن مفصل مىشود . در اطراف اين حفره دو زائده وجود دارد كه يكى از آنها در سطح خلفى و به طرف بالاست و آن را زائده غرابى « 101 - د » مىنامند . زردپئى كه كتف و ترقوه را بهم مربوط مىكند در اين زائده است و آن زردپئى است كه نمىگذارد بازو بسوى بالا كنده شود . زائده ديگر از داخل و به سوى پائين است و آن نيز سر بازو را از دررفتن بازمىدارد .
كتف بعد از اين زائدهها به سوى داخلى تن مىرود و پهنتر مىشود تا بتواند عمل حفاظتى بيشتر انجام دهد . در پشت كتف زائدهاى است كه قاعده آن مثلثى و به طرف خارج قرار گرفته است و راس آن به طرف داخل است تا هموارى پشت بهم نخورد ، چه اگر قاعده در طرف داخل بود پوست كنده مىشد و در برخوردها به درد مىآمد . اين زائده وظيفه لبه مهرهها را به عهده دارد و كارش محافظت است . اين زائده را عير الكتف ( ميزانيه ، عيارشانه ) مىنامند . انتهاى
هامش
( 101 - د ) - اين زائده ، زائده اخرومى( Acromion )و زائدهء ديگر كه نامى بر آن ننهادهاند ، زائده غرابى( Coracoid )است .