زائد قلب به زير بغلها مىرود ، مواد زائد مغز به ( غدههاى ) پشت گوشها و مواد زائد جگر به ( غدههاى ) بيخ رانها مىرسد .
جمله اول : در استخوان
مشتمل بر سى فصل است
فصل اول : كلياتى درباره استخوانها و مفاصل
گوئيم : برخى از استخوانها بمنزلهء شالودهء كالبد هستند و تن بر آنها بنياد شده است .
مهرههاى پشت از همين مقولهاند ، چه اين مهرهها به تيركهاى وسط كشتى مىمانند كه بدنهء آن بر آنها استوار شده است . برخى از استخوانها مانند سپرى هستند كه بدن را از آسيب برخوردها دور مىدارند مانند استخوان تشنك ( استخوان جلوى سر كه آن را جاندانه نيز گويند ) « 75 » و عده ديگرى مانند جنگافزارى هستند كه در برابر آسيبها از استخوانها دفاع مىكنند ، مانند زائدههاى دندهها ( سناسن ) كه مانند خارهائى بر مهره پشت جاى دارند « 76 » .
عدهاى از استخوانها در داخل مفاصل قرار دارند مانند استخوانهاى سمسمانى كه در بين استخوانهاى ريز و مجوف ( سلامىها ) قرار گرفتهاند « 77 » . برخى نيز به منظور رفع نياز اندامهائى كه به تكيهگاهى نيازمند هستند به كار رفتهاند و به شكل ( ل ) هستند .
ماهيچههاى گلو و زبان و نظاير آنها به چنين استخوانهائى نيازمند هستند .
استخوانها مجموعا مانند ستونى براى تن هستند و موجب استوارى آن مىگردند .
استخوانهائى كه براى پايدارى و قوام تن به كار مىروند ، در حركت اندامها دخالتى ندارند .
اين استخوانها بدون تجويف هستند و فقط داراى منافذ و شكافهاى ريزى مىباشند كه از داشتن آنها ناگزيرند . ليكن استخوانهائى كه در حركت موثرند ، ميانتهى بوده ، داراى
هامش
( 75 ) - نسخه انگليسى : مانند كاسه سر - ( توضيح : استخوان كاسه سر قسمتى از استخوانبندى جمجمه را تشكيل مىدهد كه مغز در آن جاى گرفته است ) .
( 76 ) - نسخه انگليسى : و برخى ديگر وسائل دفاعى هستند و اندامها را در مقابل اصطكاك ، ضربه و آسيب حفظ مىكنند ، از آن جمله زائدههاى خارى شكل مهرهها .
( 77 ) - برخى از استخوانها فضاى بين مفاصل را پر مىكنند مانند استخوانهائى كه از نسج و ترى تشكيل شده است( Sesamoid bone )و در بين استخوانهاى بندهاى انگشتان قرار گرفته است .