وجه انتفاعى بلغم طبيعى در مرطوب كردن مفاصل و اندامهاى پرحركت است و مانع آن مىشود كه اندامها بر اثر جنبش و يا بهمسائيدگى ، بخشگى گرايند و اين بهره در مرز ضرورت قرار گرفته است .
2 - بلغم ناطبيعى داراى چند حالت است :
الف - بلغم زائد كه به اشكال گوناگون و به انواع مختلف است و حتى با حس نيز نمىتوان اختلاف انواع آنها را تشخيص داد . اين نوع بلغم همان بلغم خلمى ( آب بينى ) است
ب - بلغمهاى زائدى كه باهم مختلفاند ولى در برابر حس همانند مىباشند و آن بلغم خام ( ناپخته ) است .
ج - بلغم بسيار رقيق .
د - بلغم بسيار غليظ كه بمناسبت رنگ سپيدش آن را بلغم گچى گويند . غلظت اين بلغم ناشى از آن است كه باندازهاى در مفصلها و مدخلها باقىمانده است كه رقتش از بين رفته است و غلظتش باقىمانده است و از هر بلغم ديگر غليظتر است .
ه - بلغم شور كه گرمترين و خشكترين بلغمهاست .
هر رطوبت آبكى كه بىمزه يا كممزه است و شور مىگردد ، علت شورىاش آميزش اجزاى خاكى سوخته و خشكمزاج و تلخمزه با آن است كه در آن هر دو قسمت آبكى و خاكى باهم برابر هستند . هرگاه در اين آميزش سهم بخش خاكى بيشتر باشد ، آميزهء مورد نظر تلخ مىشود و روى همين اصل است كه نمكها بوجود مىآيند و آبها شور مىگردند . نمك را مىتوان از خاكستر و قليا و نوره و غير آن بدست آورد . براى اين منظور اين مواد را در آب مىپزند ، مىپالايند و آب آنقدر جوش مىآيد تا نمك بسته شود و يا آن را به حال خود مىگذارند تا نمك متبلور گردد . بلغم رقيق و سيال نيز به همين كيفيت فاقد مزه است و يا داراى مزه كمى است كه چيرگى ندارد .
ه - اگر صفراى خشك با بلغم رقيق درآميزد و در آن آميزه مقدار هر دو برابر باشد ، شور و گرم مىگردد و آن را بلغم صفراوى مىنامند . « 53 »
جالينوس فيلسوف دانشمند گويد : شورى اين بلغم بر اثر عفونت و يا از آميزهاى است كه خود آبكى بوده است . و ما گوئيم كه بر اثر عفونت شور مىگردد ، زيرا عفونت حالت سوختگى و خاكستر شدن را ايجاد مىكند . ليكن آن آبكى كه با بلغم مىآميزد نمىتواند به تنهائى بلغم
هامش
( 53 ) - نسخه انگليسى : اختلاط صفراى تلخ و خشك و كاملا سوخته با بلغم آبكى و بيمزه ، بلغمى گرم و شور پديد مىآورد . اين نوع بلغم ، بلغم زردابى است كه گرمترين نوع بلغم است .