يا صنف و يا نوع مزبور است و در آنها وجود ندارد .
6 - سنجش و برآورد آنچه كه با حالات نفسانى شخص مخالف است .
7 - سنجش و برآورد يك عضو با آنچه كه مخالف آن است و در آن وجود ندارد .
8 - سنجش و برآورد حالت يك اندام با آنچه در او وجود دارد . « 36 »
قسم اول : دربارهء اعتدال مزاج انسان و قياس آن با ساير موجودات :
اعتدال مزاج در انسان عرضى است ( گوهرى نيست ) و حد معينى ندارد . ليكن اين امر عرضى در هر وضعى نمىتواند موجب اعتدال باشد بلكه داراى دو مرز افراط و تفريط است كه اگر از آن مرز خارج شود نمىتوان بر آن مزاج آدمى اطلاق كرد .
قسم دوم : درباره اعتدالى كه كاملا در فاصله وسيعى بين دو مرز افراط و تفريط قرار گرفته است :
اين مزاج معتدل در شخصى يافت مىشود كه در غايت اعتدال باشد و به صنفى تعلق داشته باشد كه در غايت اعتدال است و در سنى باشد كه در كمال نشو و نماست . اين اعتدال نيز همانطور
هامش
( 36 ) - همانطور كه قبلا مذكور افتاد ، مزاج معتدل داراى هشت وجه مختلف است :
اول - معتدل نوعى كه با خارج از نوع خود قياس گردد ، يعنى قياس مزاج انسان با ساير موجودات .
دوم - معتدل نوعى به اين اعتبار كه با افراد همنوع قياس گردد ، مثل قياس مزاج يك شخص با معتدلترين مزاج شخصى از نوع انسان .
سوم - معتدل صنفى به اعتبار قياس مزاج كسى يا فردى خارج از صنف او ، يعنى قياس مزاج شخصى از سكنه يك اقليم نسبت به اقاليم ديگر .
چهارم - معتدل صنفى به اعتبار قياس مزاج دو شخص از يك صنف نسبت به يكديگر و آن مزاجى است كه براى معتدلترين شخص از اشخاص يك صنف باشد .
پنجم - معتدل شخصى است بقياس اشخاصى كه غير او هستند و آن مزاحى است كه براى شخص معينى است تا تندرست باشد .
ششم - معتدل شخصى است نسبت به احوال خود و آن مزاجى است كه اگر كسى داراى آن باشد در بهترين حال از احوال خود خواهد بود .
هفتم - معتدل عضوى و آن مزاج يك عضو است نسبت به اعضاء ديگر .
هشتم - معتدل عضوى نسبت به احوال خود در ذات خود و آن مزاجى است كه اگر عضوى داراى آن گردد بهترين حالات را خواهد داشت » ( كتاب قانونچه ، صفحات 2 و 3 ) .