مؤمنان جدا گردانيده و نشان داده است ، كه ايمان داشتن چيز ديگرى به جز راست شمردن است . خواهيم گفت : ما نمىپذيريم كه گفتار خداوند : « وَ ذلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ » به همهء آنچه پيش از آن گذشته است بازگشت نمايد ؛ زيرا بازگشت كردن « ذلك » به همهء آنچه گذشته است ، به دليل نياز دارد ؛ و چنانچه در اين آشكار باشد كه به همه بازگشت كند ، بايد براى دليلى كه هست روا باشد ، از آنچه آيه در آن آشكار است ، دست باز داريم ، و دليل اين است كه خداوند مىفرمايد : « بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ » و آيههاى ديگرى به مانند آن . و دست بازداشتن از آنچه يك آيه در آن آشكار است از اينكه از آيهء ديگر دست باز داريم شايستهتر نمىباشد . بالاتر از آن ، اگر روا مىبود ، از لفظ ايمان چيزى خواسته شده باشد كه در زبان عرب شناخته نشده بوده است بايد روا باشد ، آن را به چيزى باز گردانيم كه مردم زباندان آن را نمىشناسند ، و هيچ جدائى ميان اين دو نيست . بالاتر از آن ، كلمهء « ذلك » به معنى همين يكى است ؛ پس چگونه آن را به همهء آنچه گذشته است باز گردانيم . و ايشان نمىتوانند بگويند ، از كلمهء « ذلك » چنين در نظر گرفته شده است : اين همان چيزى است كه بدان فرمان داده شدهايد . زيرا خواهيم گفت : اگر روا ندانيم « ذلك الاخلاص » در نظر گرفته شده باشد ، چنين خواهد بود ؛ زيرا اينكه مىفرمايد : « مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ » * اخلاص را مىرساند . بالاتر از آن ، كلمه « ذلك را » براى مذكر كنايه مىآورند . و براى نشان دادن چيزهاى بسيار ، سزاوار است « تلك » بياورند . و چنانچه بگويند ، خداوند مىخواسته است بگويد اين چيزى است كه بدان فرمان داده شدهايد . خواهيم گفت : رواست خواسته باشد بگويد : اين اخلاص چيزى است كه به آن فرمان داده شدهايد ، و تكيه كردن بر دليل آوردن آيه بدان استوار است ، كه خداوند برتر از همه فرموده است : « إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتابِ
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحه 649
پدیدآورندگان: الشيخ الطوسي
ص۶۴۹