درگذشت از گناهانش ، سزاوار نيست ، او را انجامدهندهء گناهان بزرگ بگويند ، و در همهء اين زمانها ، خواستارى درگذشت كردن از گناهان ، برايش اندوخته مىشده است . پس از اين سخنان دانسته شد ، در بخشى از زمان كه خواستار شدن درگذشتن از گناه ، اندوخته مىشده است ، سزاوار نبوده است ، او را انجامدهندهء گناهان بزرگ ناميد ، و آنچه از لفظ حديث ، آشكار مىشود ، همين را فراهم مىكند . پس اگر بگويند : اين كه خداوند برتر از همه مىفرمايد : « ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَ لا شَفِيعٍ يُطاعُ » و اين كه مىفرمايد : « ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ » * و اين كه مىفرمايد : « وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى » و اين كه دربارهء روز رستاخيز مىفرمايد : « لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً وَ لا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ » « 1 » همهء اين آيات از آن جلوگيرى مىكنند ، كه براى انجامدهندگان گناهان بزرگ خواستارى درگذشتن از گناه ، سر بزند . خواهيم گفت : نخستين چيزى كه در اينباره مىتوان گفت ، آن است كه پيش ما ، براى فراگيرى الفاظ بر همه مصاديق صيغهاى وجود ندارد كه تنها براى آن باشد ؛ پس از كجا مىتوانيم بگوئيم ، در اين آيات همهء انجامدهندگان گناهان بزرگ در نظر گرفته شدهاند ، نه آن كه پارهاى از آنها در نظر گرفته شده باشند ؛ و ما اين سخن را پس از اين اگر خدا بخواهد ، آشكار خواهيم كرد . و بنابراين مىشود كه اين آيات به گنهكارانى كه كافر هستند ، اختصاص داشته باشد ، و همانا خداوند برتر از همه چيز ، آنجا كه مىفرمايد : « إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ » « 2 » انباز آوردن براى خداوند را ستمگرى ناميده است . بالاتر از آن ، در آيهء نخست خداوند ، شفاعتكنندهاى را كه فرمانبردنى باشد ، ناياب بيان كرده است ، و ما نمىگوئيم چنين شفاعتكنندهاى كه فرمان بردنى باشد ، وجود دارد ؛ و از اين بر نمىآيد كه شفاعتكنندهاى هم كه پاسخ گفتنى
تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 600
مساهمون: الشيخ الطوسي
ص٦٠٠
هامش
( 1 ) سورهء غافر آيهء 18 و سورهء بقره آيهء 270 و سورهء انبيا آيهء 21 و سورهء بقره آيهء 48 .
( 2 ) سورهء لقمان آيهء 13 .