تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد الأصول في علم الكلام ( تمهيد الاصول در علم كلام اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
نرسيده باشد . اما كسى كه مىگويد ، خلق « در مورد گفتار خداوند » همان ژرف‌نگرى است سخنش دور تر از آن است ، به دليل آنچه گفتيم ؛ و براى اين كه اگر خلق به معنى ژرف‌نگرى باشد بايد آسمان و زمين را مخلوق نگويند ، براى اين كه انديشيدن و ژرف نگريستن بر خداوند روا نمىباشد ، و حال آن كه آنچه همهء مسلمانان بر آن گرد آمده‌اند و در قرآن است جز آن است . و كسى كه عكس اين را بگويد و چنين پندارد كه كار ما را چون خلق به معنى اختراع است ، مخلوق گفته نمىشود ، سخنش بيهوده است ، براى آن كه لغت جز اين است ، و مردم لغت‌دان ، هركسى را كه اندازه‌گيرى كرده باشد خالق مىگويند ، و كار اندازه‌گيرى شده را مخلوق نام مىبرند . شاعر مىگويد :
و لانت تقرى ما خلقت * و بعض القوم يخلق ثم لا يقرى
ديگرى مىگويد :
و لا يأط بايدى الخالقات و لا * ايدى الخوالق الا جيد الادم

و خداوند برتر از همه چيز فرموده است : « فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ » پس خالق ديگرى ، جز خودش را ثابت كرده است . پس اگر بگويند : سخن خدا را به چه چيز وصف مىكنيد ؟ خواهيم گفت : فرو فرستاده شده است ؛ زيرا خداوند فرموده است : « إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ » و نيز آن را « منزول » مىگوئيم ؛ زيرا خداوند فرموده است : « نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ » و آن را مجعول مىگوئيم ؛ زيرا خدا فرموده است : « إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا » و نيز آن را « محدث » مىگوئيم : زيرا خدا فرموده است : « ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ » و آنچه از آن اراده شده قرآن است ، به دليل اين كه فرموده است : « إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ يَلْعَبُونَ » ، و اين جز در خور قرآن نيست . و باز قرآن را عربى وصف مىكنيم براى اين كه خداوند فرموده است : « بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ » اما لفظهائى را كه معنى ناروائى از آن به ذهن