[ سوم ] توحيد در عمل و نداشتن شريك در كار
چنان كه در آغاز صفات سلبيه گفته شد ، يكى از جنبههاى توحيد ، نداشتن شريك در كار و عمل است و در كتب فلسفى و كلامى ، زير عنوان « توحيد إله عالم » ذكر مىشود ، و آنچه از آن در نظر است ، اين است ، كه ادارهكننده ، و نظمدهندهء عالم وجود ، بيش از يكى نيست ، و آن خداوند جهان و جهانيان است . نفى شريك در كار ، براى از بين بردن چند عقيدهء كهن است ، كه ميان گروههائى رواج داشته است : اول ) معتقدان به ارباب انواع بودند ، كه هرحالت و صفتى را براى انسان است ، به يك مبدأ روحانى نسبت مىدادند ، و هر نوع از حادثههاى دسته جمعى را از مبدأ خاصى مىپنداشتند . دوم ) معتقدان به يزدان و اهريمن بودند ، كه آنها را دو مبدأ مستقل و همسنگ يكديگر مىشمردند ، يكى را مبدأ خير ، و ديگرى را مبدأ شرور و آفات مىشناختند . سوم ) ثنويون اصطلاحى جديد ، يا معتقدان به نور و ظلمت و مانويان بودند ، كه يكى مبدأ روشنى ، و دانائى و زيبائى و تندرستى است و ديگرى را مبدأ تاريكى و نادانى و زشتى و بيمارىها و آفتها مىشمردند ، و شيخ طوسى يكايك اينها را نام برده و عقايد آنها را در اين كتاب باطل كرده است . متكلمان اسلامى براى باطل كردن همهء اين عقايد دليل جامعى آوردند ، و آن را ( دليل تمانع ) خواندند كه از آيهء قرآن گرفته شده است : « لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا » . « 1 »