8 . ابن تيميه : از ابن تيميه نقل شده است كه او به گمراهى يزيد حكم داده است ، آنجا كه سخنى به اين معنا مىگويد : برخى از مردم يزيد را مردى صالح و امامى عادل مىدانند ؛ و اين قول برخى گمراهان است . . . « 1 »
9 . صاحب الميزان : صاحب شذرات الذهب گويد : دربارهء يزيد در الميزان آمده است : عدالت او مخدوش است و شايسته اينكه از او روايت شود نيست . « 2 »
10 . ابن حجر : شبراوى گويد : علامه ابن حجر در شرح همزيه گفته است : زشتكارى و بىتقوايى يزيد به اندازهاى است كه انجام چنين كارهاى زشتى از او زياد به حساب نمىآيد . « 3 »
11 . جوهرى : علّامهء محمودى نوشته كه جوهرى دربارهء يك ناصبى احمق سروده است :
جوانى را ديدم كه بور و رنگ چشم او آبى بود ،
بىمغز بود اما مال دنيا بسيار داشت
از روى نادانى پيوسته يزيد ، پسر هند را ،
بر پسر بتول برترى مىداد . « 4 »
12 . ابن حزم : در شذرات الذهب گويد : ابن حزم شكافهاى اسلام را چهار چيز بر شمرده است : قتل عثمان ، قتل حسين ( ع ) ، روز حرّه و قتل ابن زبير . « 5 »
13 . علّامهء امينى : اين گفتار را با سخن علّامه شيخ عبدالحسين امينى نجفى پايان مىبريم : . . . آرى آن بيعت شوم بدون هيچ شايستگى و تجربهاى در يزيد ، به پايان رسيد ، و او توانست بر مسند خلافت تكيه زند ، در حالى كه لباس رسوايى بر تن كرده بود ، و نشانههاى ننگ در او ديده مىشد ، مانند همدمى شرابخواران ، همنشينى با فاسقان ،
هامش
( 1 ) . حاشيه الرّد على المعتصّب العنيد ، ص 30 ؛ كتاب الفتاوى ، ابن تيميه ، ج 4 ، ص 481 .
( 2 ) . شذرات الذهب ، ج 1 ، ص 68 .
( 3 ) . الاتّحاف بحبّ الاشراف ، ص 68 .
( 4 ) . حاشيه الرّد على المعتصّب العنيد ، ص 12 .
( 5 ) . شذرات الذهب ، ج 1 ، ص 68 .