لعن يزيد
لعن به معناى طرد از رحمت است . خداى متعال مىفرمايد :
« لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ »
« 1 »
*
يعنى اينكه آنان را از رحمت دور كرد و طرد نمود .
براى جواز لعن يزيد به موارد چندى مىتوان استدلال كرد ؛ كه از آن جمله است :
1 . تمسّك به عموم و اطلاق برخى آيههاى قرآن
خداى متعال مىفرمايد :
إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِيناً .
« 2 »
آنها كه خدا و رسولش را مىآزارند ، خداوند در دنيا و آخرت لعنتشان كرد و برايشان عذابى خوار كننده آماده ساخته است .
حال اگر آزار امام حسين ( ع ) موجب آزار پيامبر ( ص ) باشد ، آيا قتل او موجب آزار پيامبر ( ص ) نيست ؟ « 3 »
در جايى ديگر خداوند متعال مىفرمايد :
وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِيماً .
« 4 »
هامش
( 1 )
. البقرة ( 2 ) ، آيه 88 .
( 2 ) . الأحزاب ( 33 ) ، آيه 57 .
( 3 ) . زرندى متوفاى سال 570 در كتاب نظم دررالسمطين ( ص 232 ) مىنويسد : على از درّة دختر ابو لهب و به نقلى از ابو هريره نقل كرده است كه صبية ، دختر ابو لهب ، نزد پيامبر ( ص ) آمد و عرض كرد : مردم مرا صدا مىزنند و مىگويند تو دختر هيزم خداوندى . گويد : پيامبر ( ص ) خشمناك بيرون آمد تا بر منبر قرار گرفت . پس از حمد و ثناى الهى فرمود : چه شده است كه مردانى از شما مرا با آزار اهل بيتم مىآزارند ؟ به آنكه جانم به دست اوست سوگند ، هيچ بندهاى ايمان نمىآورد تا آنكه مرا دوست بدارد ، و مرا دوست نمىدارد ، تا آنكه خاندانم را به خاطر من دوست بدارد . بدانيد هركس با آزار خويشاوندانم مرا بيازارد ، مرا آزرده است و آن كس كه مرا بيازارد خداى را آزرده است . مىگوييم : هرگاه كه پيامبر ( ص ) با آزار زبانى دختر ابولهب خشمگين مىشود ، آيا مىشود كه نسبت به آنچه بر سر اهل بيت او با زبان و شمشير آوردهاند ، خشمگين نشود .
( 4 ) . النساء ( 4 ) ، آيه 93 .