سيّد بن طاووس نقل مىكند كه امام زين العابدين ( ع ) فرمود : « چون سر حسين ( ع ) را نزد يزيد ملعون بردند ، مجالس شراب برپا مىكرد و سر را مىآورد و كنار آن شراب مىنوشيد . » « 1 »
در التنبيه و الاشراف آمده است : يزيد مبادرت به شهوترانى مىكرد و آشكارا گناه مىنمود . خطاهايش را نيك مىشمرد و اگر امور دنيويش به راه بود ، امور دينى را بر خود آسان مىشمرد . « 2 »
از مدائنى نقل شده است : يزيد در هنگام شراب همدم سرجون ، غلام معاويه ، بود .
يزيد دربارهء معشوقهاش شعرى دارد كه مىگويد :
« براى او ( آن زن ) ، آنگاه كه مورچه آنچه را گرد آورد خورد ، منزلگاهى است ،
و آنگاه كه فربه شد در عبادتگاه جلّق سكونت مىگزيند ،
در باغى زيبا ، در آنجا كه زيتونهاى پيرامونش ميوه دادهاند . » « 3 »
مسعودى گويد : يزيد و ديگران اخبارى شگفتانگيز و رسواييهاى بسيار دارند ؛ مانند شراب خوارى ، كشتن فرزند رسول خدا ( ص ) ، لعن جانشين پيامبر ( ص ) ، ويران كردن و آتش زدن كعبه ، خونريزى و فسق و فجور . . . « 4 »
كياهراسى دربارهاش گويد : اگر به قدر كافى كاغذ داشتم ، همه رسواييهاى اين مرد را آشكار مىكردم ، چرا نه ، وحال آنكه او نرد مىبازد ، با يوزپلنگ به شكار مىرود و پيوسته شراب مىخورد . . . . « 5 »
ذهبى گويد : او ناصبىاى بىهمتا بود . مست كننده مىنوشيد و كارهاى زشت انجام مىداد . « 6 »
هامش
( 1 ) . الملهوف ، ص 220 .
( 2 ) . التنبيه و الاشراف ، ص 264 .
( 3 ) . انساب الاشراف ، ج 5 ، ص 301 .
( 4 ) . مروج الذهب ، ج 3 ، ص 72 .
( 5 ) . تاريخ نيشابور ، ص 598 ، در زندگى نامهء زيد .
( 6 ) . شذرات الذهب ، ج 1 ، ص 68 .