تخطي إلى المحتوى الرئيسي

با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
دخترك گذاشتند . گفت : اى مرد ! من پدرم را خواستم ، نه غذا . گفتند : پدرت اينجاست . دخترك در پوش را برداشت و سرى را ديد و گفت : اين چه سرى است ؟ گفتند : سر پدر توست . رقيّه سر را برداشت و به سينه چسباند و مىگفت : پدر جانم ! چه كسى تو را با خونت خضاب كرد ؟ پدر جانم ! چه كسى رگهايت را بريد ؟ پدر جانم ! چه كسى مرا در خردسالى يتيم كرد ؟ پدر جانم ! يتيم تا بزرگ شود چه كسى را دارد ؟ پدر جانم ! زنان چه كسى را دارند ؟ پدر جانم ! بيوه زنان اسير چه كسى را دارند ؟ پدر جانم ! چشم‌هاى گريان چه كسى را دارند ؟ پدر جانم ! زنان تباه و غريب چه كسى را دارند ؟ پدر جانم ! موهاى پريشان چه كسى را دارند ؟ پدر جانم ! پس از تو كسى نداريم و نوميديم . پدر جانم ! اى كاش فدايت مىشدم . پدر جانم ! اى كاش پيش از اين كور مىبودم . پدر جانم ! اى كاش در خاك شده بودم و نمىديدم كه مويت به خون خضاب شده است . پس دهانش را روى دهان شهيد مظلوم نهاد و آن قدر گريست كه از هوش رفت . چون تكانش دادند ، ديدند كه روح از قفس دنيا پرواز كرده است . صداى اهل بيت ( ع ) به گريه بلند شد و اندوه و عزا تازه گرديد ، هر كس از شاميان كه صداى گريهء آنها را شنيد گريست . مرد و زن در آن روز گريستند . پس يزيد فرمان داد كه او را غسل دادند و دفن كردند . » « 1 »

گفتارى پيرامون حضرت رقيّه ( س )

گفته‌اند كه امام حسين ( ع ) تنها دو دختر داشت و آن دو سكينه و فاطمه بودند . در پاسخ بايد گفت هرچند اين طور نقل شده است ، اما مورد اتّفاق عموم نيست ؛ و رواياتى ديگر حاكى از آن است كه حضرت سه دختر و بلكه - به قولى - چهار دختر داشت . طبرى امامى مىنويسد : آن حضرت سه دختر به نام‌هاى زينب ، سكينه و فاطمه داشت » . « 2 » از كسانى كه قول آخر را نوشته‌اند ، علّامه اربلى و ابن صبّاغ مالكى هستند . آن دو گفته‌اند : « شيخ كمال الدين بن طلحه گفت : فرزندان پسر و دختر حسين ( ع ) ده تن بودند .
هامش
( 1 ) . الايقاد ، ص 179 ؛ معالى سبطين ، ج 2 ، ص 170 ؛ به نقل از او و منتخب طريحى . ( 2 ) . دلائل الامامة ، ص 181 ؛ نيز ر . ك : المناقب ، ج 4 ، ص 77 ؛ الهداية الكبرى ، ص 202 ؛ كشف الغمّة ، ج 2 ، ص 39 ؛ اسعاف الراغبين ، چاپ شده در هامش نور الابصار ، ص 195 ( طبق احقاق الحق ، ج 11 ، ص 451 ) .
با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 208 | محمد امين پور اميني / عبد الحسين بينش