به عبارت ديگر ، اين كاروان به سوى مردمى در حركت بود كه در سايه حكومتى خونين با اسلام اموى آشنا شده بودند و هيچ حقى براى خاندان پيامبر قائل نبودند . آنها حتى نمىدانستند چه كسى كشته شده است و پدر و جدّ او كيست . چرا كشته شده است و انگيزهاش از اين قيام خونين چه بوده است !
آرى ، آنها تنها از زبان عالمان دربارى - و دستياران اين حكومت ستمگر و فاسد - تنها يك چيز را فرا گرفته بودند و آن اينكه اين كشتگان بر اميرالمؤمنين يزيد خروج كردهاند !
اين كاروان دو رسالت داشت :
رسالت نخستش به سوى مردمان گمراهى بود كه واقعيات را نمىدانستند و به روش بنى اميه پرورش يافته بودند .
رسالت ديگر آنان متوجه تودهء امّت بزرگ اسلامى بود كه در ذهنشان اين شعار رسوخ يافته بود : « حكومت از آنِ پيروزمندان است » .
هدف اين دو رسالت اين بود كه در ضمير اين مردم روح بدمد ؛ پس از مرگ معنوى ، دوباره آنان را زنده كند ؛ از خواب گران بيدار نمايد و وادارشان كند تا در برابر حاكمان ستمگرى كه با وجود نداشتن شرايط حكومت و امامت ، تنها با زور به حكومت رسيدهاند ايستادگى كنند . و مفهوم واقعى اصلاحطلبى در امّت رسول خدا ( ص ) نيز چيزى جز اين نيست ! چنان كه حضرت سيد الشهدا و سرور آزادگان ، حسين بن على ( ع ) نيز در آن گفتار مشهورشان به صراحت فرمود : « من خواستار اصلاح در امّت جدّ خويش هستم . » « 1 »
اين مهمترين و زيربنايىترين مأموريت كاروان بود . در رأس اين كاروان فرزند رهبر نهضت ، امام على بن الحسين ، زين العابدين ( ع ) ، و خواهر آن حضرت ، زينب كبرى ( س ) ، دختر امير مؤمنان ، على ( ع ) قرار داشتند كه موفّق شدند مأموريتشان را به گونهاى فوق
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 44 ، ص 329 .