و ابن العبرى « 1 » اين مطلب را تصريح كردهاند ، ابن العبرى مىگويد : آن گاه ابن زياد سر حسين ( ع ) را همراه فرزندانش به سوى يزيد بن معاويه فرستاد . او فرمان داد كه زنان و دخترانش را در پلّكان مسجد ، جايى كه اسيران را براى ديدن مردم نگه مىداشتند ، نگاه دارند .
با پيرمرد شامى
ابن اعثم گويد : خاندان رسول خدا ( ص ) را آوردند تا از دروازهء « توما » وارد شهر دمشق كردند . از آنجا آوردند و بر پلّكان مسجد - محلّ نگه دارى اسيران - نگاه داشتند . در اين هنگام پيرمردى آمد تا به آنها نزديك شد و گفت : « خداى را سپاس كه شما را كشت و نابودتان كرد و مردان را از ستم شما آسوده ساخت و امير مؤمنان را بر شما چيرگى بخشيد » . پس على بن الحسين ( ع ) به او فرمود : اى پيرمرد ! آيا قرآن خواندهاى ؟
گفت : بلى ، خواندهام .
فرمود : آيا آيهء
« قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى »
« 2 » را خواندهاى ؟
پيرمرد گفت : آرى ، آن را خواندهام .
على بن الحسين ( ع ) فرمود : اى پيرمرد ، « القربى » ( خويشاوندان ) ماييم !
باز آن حضرت فرمود : آيا در سورهء بنىاسرائيل آيهء
« وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ »
« 3 » را خواندهاى ؟
پيرمرد گفت : آرى ، آن را خواندهام .
على بن الحسين ( ع ) فرمود : اى پيرمرد ، « خويشاوندان » ماييم ! ؛ باز پرسيد : آيا آيهء
« وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى »
« 4 » را خواندهاى ؟ اى پيرمرد بدان كه مراد از ذى القربى در اين آيه ما هستيم .
هامش
( 1 )
. تاريخ مختصر الدول ، ص 190 .
( 2 ) . شورى ( 42 ) ، آيهء 23 .
( 3 ) . الاسراء ( 17 ) ، آيهء 26 .
( 4 ) . بدانيد كه هرگاه چيزى به غنيمت گرفتيد ، خمس آن از آن خدا و پيامبر و خويشاوندان است . ( انفال ( 8 ) ، آيهء 41 ) .