مملكت بطبقاتهم بر ضعفاء بلا علاج باشد ، تا قواى فعّالهء ملَّيّه من الماليّة و العسكريّة و غيرهما مغصوب و ماليّه در تحت نظارت وكلاى ملَّت از حيف و ميل و صرف در مشتهيات شخصيّه و چپاول شاه پرستان مصون نباشد ، و عسكريه هم به واسطه كمال جهالت و فرط غباوت ، به ولى نعمت خود - كه قاطبه ملَّتند نه غاصبين رقابشان - ناشناس و از وظيفهء مقاميّهء خود هم ، كه به نصّ مبارك سرور اوصياء - عليه و آله أفضل الصلاة و السلام - حصون حافظهء رعيّت بودن است نه آليت اعدامشان « 1 » ، بى خبر و در تحت ارادات طاغوتيّه مسخّر باشند ، البته جز صرف قواى فعالهء ملَّيّه در شهوت و غضبرانى و سركوبى و استيصال خود ملَّت مترقّب نباشد ، صدور حكم به تحريم دادن ماليات به اين ملاحظهء « 2 » [ است ] ، و همانا نوع عساكر و اغلب عشاير وحشى ايران حتى از شاميان اتباع معاويه و يزيد هم در بى ادراكى و غباوت ، گوى سبقت ربودهاند ، نه از ديانت و مسلمانى بهره و نه از فطرت انسانى نصيب و نه از وطن و نوع خواهى عرقى دارند و جز انتزاع قوى و سلب فعاليت بالكليه - بعونه تعالى و حسن تأييده - علاج ديگرى متصوّر نباشد .
و خوب است بقيه همان رؤياى سابقهء مرحوم آيت اللَّه آقاى حاجى ميرزا حسين طهرانى - قدّس سره - را كه متعلَّق به همين رساله است ، ذكر و رساله [ را ] بدان ختم كنيم .
هامش
« 1 » . س : اعدائشان .
« 2 » . اشاره به حكم تحريم پرداختن ماليات بعد از تعطيلى مجلس توسط محمد على شاه قاجار است كه از سوى علماى نجف صادر شد . ( ر . ك : ناظم الاسلام كرمانى ، تاريخ بيدارى ايرانيان ، ج 2 ، ص 293 ، 353 و 358 ) .